سرور کاردار: به بهانه روز جهانی‌ نفی خشونت علیه زنان

sarvar

سرور کاردار

داشتم  با همسرم حاضر می‌شدیم که بریم تظاهرات روز ۲۵ نوامبر. پسرم که ۱۶ سالش هست جلوی همسرم را می‌گیرد و به جدیت تمام می‌گوید. مادر این‌که مردها علیه شما خشونت نشان می‌دهند، نشان از ضعف زن‌هاست که با لگد نمی‌زنند میا‌‌ن دو پای مرد تا توبه کند از اینکه دوباره خشونت نشان دهد. همسرم با خنده تلخی‌ جواب می‌دهد پسرم کاش به این راحتی‌ بود ولی‌  این مبارزه جنگ زن‌ها با مردها نیست که ما زن‌ها در سراسر جهان متحدانه آن را به چالش می‌کشیم. بلکه حاصل یک جنگ  تاریخی‌ و  طبقاتی است که قدرت سیاسی و سودجویی افسارگسیخته موتور حرکت آن بوده و می‌باشد  و به‌تبع آن به اسارت گرفته شدن انسان‌ها منجر شده است.

ولی‌ متأسفانه در مورد زن‌ها این بی‌ حقوقی مضاعف بوده و به‌تدریج مقاومت آن‌ها را در مقابل این بی‌عدالتی درهم‌شکسته‌اند. این امر ممکن نبوده مگر به کمک   توجیهات دینی، عرفی و ساختن ّ فرهنگی‌ که به اسارت زن با وضع  قوانین ضد انسانی‌, ضد زن که نصف جمعیت دنیا را تشکیل می‌دهند، نائل آیند.  پسرم این‌که الآن پدرت با من همگام هست نشان می‌دهد که این مبارزه تنها مبارزه زنان نیست بلکه یک مبارزه مشترک مردان و زنان جهت براندازی نظم موجود و ایجاد یک دنیای بهتر بر خرابه‌های نظم کهن  که در آن‌همه انسان‌ها آزادند نه‌ زنی‌ هست و نه‌ مردی هر چیز‌ هست انسانیت و عشق و محبت هست که موجب آزاد شدن یک انرژی عظیم انسانی‌ برای سازندگی و پیشرفت می‌شود که خوشبختی‌ همه انسان‌ها را تضمین می‌کند. پسرم  ساکت  می‌گوید، بسیار خوب تظاهرات خوبی‌ داشته باشید.

. تعداد زیادی در میدان مرکزی شهر اسلو حضور به هم رسانده‌اند مردان همدوش زنان با مشعل‌های فروزان و با شعارهای آشنا  و حرکت خروشان صدها نفر مشعل به دست به‌طرف پارلمان نروژ تا تظاهرات در آنجا با سخنرانی‌های زنان معترض به شرایط موجود پایان پذیرد. البته قطع‌نامه‌ای به پارلمان تحویل داده می‌شود.

وقتی‌ به‌عنوان کسی‌ که در ایران بزرگ‌شده و با مسائل و مشکلات آن جامعه آشناست و هم‌زمان در یک چهارچوب اروپایی راجع به‌حق و حقوق تضعیف‌شده زنان و خشونت علیه آنان درگیر مبارزه است، به مشترکات تکان‌دهنده‌ای می‌رسی‌ که شعار آزادی نه‌ غربی است نه‌ شرقی است جهانی‌ است جهانی است که توسط زنان ایران در ۵۷ طنین‌انداز شد در مقابلت جان می‌گیرد.

اینجا اما اروپا است و آن‌ها شعار می‌دهند: نه‌ به تجاوز جنسی‌، نه‌ به سکس پرس (منظور انتظارات و فشار برای  سو استفاده جنسی‌ از طرف کارفرما در محل کار)  نه‌ به حذف فیزیکی، نه‌ به برخورد فیزیکی، نه‌ به تفاوت درآمدی، نه‌ به حذف زنان از شغل‌های کلیدی، نه‌ به بازار سکس و فروش تن‌ و روان زنان و همچنین در دفاع از زنان سایر ملت‌ها  شعار نه‌ به ختنه دختران، نه‌ به جنگ، نه‌ به قتل‌های ناموسی، نه‌ به ازدواج اجباری، نه‌ به اعدام کودکان، نه‌ به  بردگی بردن زنان عراقی در بازار برده‌فروشی جانیان اسلامی داعشی،  تنها شعاری که جایش خالی‌ است و شاید عمق فاجعه‌بار بودن آن هنوز در اروپا جا نیفتاده شعار نه‌ به اسیدپاشی است. البته که ما این جای خالی‌ را با تفهیم عمق جنایت و اهمیت آن با صدای بلند شعار می‌دهیم و سمپاتی عمیقی را باعث می‌شویم.

در پس‌لرزه‌ای عاطفی و عمیق این تظاهرات اما این واقعیت تلخ و زخم عمیق وجودم را، عواطفم را  و حتی انسانیتم را در قبال مسئولیتی که دارم به چالش می‌کشد زیرا که خوب میدانم همه این موارد فاجعه‌آمیز در حق زنان که به شکل شعار شنیدم یعنی‌، تجاوز، فشارهای جنسی‌ در سرکار، تفاوت‌های درآمدی فاحش، کشتن، آتش زدن، سنگسار، به بردگی فروختن، جنگ، ختنه، ازدواج اجباری و قتل ناموسی، تجاوز در زندان از طرف مأمورین و مسئولین و بالاخره اسیدپاشی مصادیقی هستند که داعشیان ایران ‌همه را یکجا در حق زنان کشور اعمال می‌دارند. به‌قول‌معروف همه زشتی‌های که در دنیا علیه زن اعمال می‌شود را، این‌ها به برکت اسلام یکجا دارند  و اعمال می‌کنند.

رژیم اسلامی ایران اعدام زنان را با اعدام سران رژیم سابق شروع نمود و با اعدام زنان تن‌فروش وارد گود تهاجم سیستماتیک علیه زنان شد. روحانیت البته با تبعات سیاسی و اجتماعی  اعدام زنان آزادیخواه و برابری طلب از زمان قاجار و دوره‌های بعدازآن یعنی‌ مشروطیت و سلطنت آشنا بود. می‌دانست که اگر بخواهد به سرکوب نسل بر پا خاسته و جوان  ۵۷ دست بزند آسان‌تر هست تا اول از روی نعش قربانیان بازار سکس بگذرد تا هم‌دست گرمی باشد برای تمرین خونریزی و هم عکس‌العمل جامعه را بسنجد. اوج‌گیری قتل‌های ناموسی در غیاب قوه قضائی متعارف و سکولار یکی‌ از نمادهای وحشتناک حاکمیت به‌اصطلاح جمهوری  اسلامی و یکی‌ از بارزترین شیوه‌های خشونت علیه زن بوده و می‌باشد که درعین‌حال به قاتل مصونیت جنائی نانوشته با تکیه‌بر اصل امربه‌معروف و نهی از منکر می‌دهد. این اصل خود را بر اساس اخلاق اسلامی توجیه می‌کند. سنگسار اما شکل دولتی و اسلامی قتل ناموسی می‌باشد که مشروعیت خود را همچنین از اخلاق و شریعت اسلامی می‌گیرد. سنگسار هرچند به هر دو جنسیت حمله می‌کند ولی‌ با توجه به قانون منو گامی اسلامی برای زنان و  پلی گامی‌ اسلامی یعنی‌ چندهمسری برای مردان عملاً و مستقیماً زن را موردتهاجم قرار می‌دهد.

مهم‌ترین تبعیض جنسیتی سن مسئولیت کیفری بر اساس بلوغ شرعی  است. کی‌ است که عمق جنایت را در این جملات نتواند بخواند. کودک ۹ ساله دختر و محاکمه!  یک نمونه که همگان آن را به خاطر داریم  عاطفه رجبی، دختر ۱۶ ساله‌ای که ۲۴ مرداد ۱۳۸۳ در شهرستان نکا، در شمال ایران به جرم فحشا اعدام شد، نمونه‌ای از دختران جوانی است که پس از ورود به چرخه تن‌فروشی به خاطر شرایط نامناسب اجتماعی و خانوادگی، از سوی حاکمان شرع اسلامی  به مجازات مرگ محکوم می‌شوند

در بعد سیاسی نیز اما حاکمان داعشی ایران جنایات تکان‌دهنده‌ای را علیه زندانیان سیاسی و در رأس آن زنان زندانی سیاسی اعمال کرده‌اند. تجاوز قبل اعدام به‌طور سیستماتیک با توجیهات شرعی و همچنین اعدام زنان باردار حتی زن باردار ۸ ماهه ازجمله موارد تحقیق و اثبات‌شده می‌باشد که جمهوری اسلامی مجبور به تائید این جنایات ضد بشری شده است. به‌عنوان نمونه الهه دکنما از زندان عادل‌آباد شیراز و سیما مطلبی از زندان وکیل‌آباد مشهد، بر روی لباس‌ها و بدنشان نوشته بودند که پیش از اعدام به آن‌ها تجاوز شده است. خانواده مهناز یوسف زاده نیز می‌گویند که آثار تجاوز را بر بدن دختر اعدام‌شده‌شان دیده‌اند.

عزیز زارعی، پدر فتانه زارعی که در سال ۱۹۸۲ در ایران اعدام‌شده، در خاطرات خود که در سال ۲۰۱۱ در پاریس منتشرشده، گواهی داده است که دخترش در هنگام اعدام هشت‌ماهه باردار بوده است. در گزارش منتشرشده از سوی کمیته دفاع از حقوق بشر ایران- سوئد نیز اسامی بیش از ۲۵ زن زندانی سیاسی که در هنگام اعدام، باردار بوده‌اند، همراه با مشخصات و تاریخ اعدام آن‌ها درج‌شده است. تنها در فاصله بین ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ تا ۳۰ خرداد ۱۳۶۳، دست‌کم ۳۸۹۵ زندانی سیاسی ازجمله ۵۸۰ زن در ایران اعدام‌شده‌اند. بماند کشتار، تجاوز و نسل‌کشی که رژیم داعشی ایران در سال ۱۳۶۷ در زندان‌ها انجام داد، در نوع خود بعد از جنگ جهانی‌ دوم بی‌سابقه است.

طبعاً فوکوس من در این نوشته بر جنایات جمهوری اسلامی ایران است. ولی‌ باید تأکید کرد که وضعیت زنان درده‌ها کشور جهان به‌خصوص کشورهای اسلام زده کمابیش مشابه بوده و هست. وجه مشترک این نوع جنایات در ۵ قاره جهان حاکمیت گیرنده سود و سرمایه می‌باشد.  آنان گاها با تکیه به دموکراسی سر می‌برند و در وحشت از  جنبش‌های آزادی‌خواهانه گاها با تکیه به مذهب به‌خصوص اسلام.

اتفاقی نیست که جنبش و مبارزه زنان مسلح کوبانی در مقابل داعش صف‌آرایی می‌کند و جهانی‌ را به حرکت وامی‌دارد. به این خاطر است که شعارهای روز ۲۵ نوامبر در سراسر جهان تقریباً مشترک بود و خواهد بود. در ایران نیز جنبش زنان از درون خون و آتش هرروز قوی‌تر از قبل در مقابل داعشیان حاکم بر ایران صف‌بندی می‌کند. اسیدپاشی رژیم برزنان اوج وحشت آنان را از این مبارزات توفنده نشان می‌دهد.

اثباتا می‌شود اذعان داشت که باوجود تمامی تضییقات، تجاوزات، کشتارها علیه انسان‌ها و بخصوص علیه  زنان تحت سلطه سرمایه‌داری جهانی‌  بشریت متمدن خود را آماده نبردی نهایی و سرنوشت‌ساز علیه بربریت می‌نماید؛ که بازنده این نبرد به تحقیق بربریت و نظام سرمایه‌داری به بن‌بست رسیده می‌باشد. اتحاد و همبستگی‌ زنان سراسر دنیا در ۲۵ نوامبر روز جهانی‌ نفی خشونت علیه زنان یکی‌ از هزاران سنگر مستحکم زنان و مردان متنفر از بربریت است. این مبارزات محکوم‌به پیروزی است.*

مندرج در نشریه نه به اعدام شماره هفتم ۱دسامبر ۲۰۱۴ – ۱۰ آذر ۱۳۹۳






Comments are Closed