میلاد رابعی: نقش کمپین‌ها در نجات جان محکومین به اعدام

milad

میلاد رابعی

از ابتدای شکل‌گیری دولت و پیشرفت جوامع بشری و پیدایش طبقه حاکمه، همواره مردم به‌صورت فردی و یا جمعی و متشکل به طرح خواست‌ها و مطالبات خود پرداخته‌اند. توده‌ها حول خواست‌های معینی دورهم جمع شده و امر خود را پیش می‌برند. گاهی این پروسه دادخواهی و حق‌طلبی باعث تعمیق تضادها گردیده و مبارزات اجتماعی گوناگون شکل می‌گیرند. مبارزه اجتماعی برای بشر موضوع کاملاً شناخته‌شده‌ای است. در برهه‌هایی از تاریخ این مبارزات چنان بر حق و انسانی بوده‌اند که مفهوم مبارزه علی‌العموم به مفهومی مقدس تبدیل‌شده است. مبارزه برای احقاق حق در تمام جوامع کنونی نیز کم‌وبیش امری ستودنی است.

در سال‌های اخیر و در پی کمپین‌های متعدد برای مبارزه با مجازات اعدام، در مواردی که مبارزات نتیجه نداده و فردی اعدام می‌شود، آماج حملات و اتهامات عجیب‌وغریبی قرارگرفته که نمونه‌اش شاید در طول تاریخ تمدن بشر بی‌سابقه است. مرگ فرد اعدام‌شده را با منطقی بی‌نظیر به گردن مخالفین مجازات اعدام که شب و روز برای نجات جان آن فرد تلاش کرده‌اند می‌اندازند. عنوان می‌شود اگر شما شلوغش نمی‌کردید اعدام نمی‌شد! به‌راستی چنین منطقی را در چه مورد دیگری حاضریم بپذیریم. برای مثال جنگ با کشوری خارجی را در نظر بگیریم؛ آیا می‌پذیریم که پس از شکست از دشمن عده‌ای گناه را به گردن سربازان خودی بیندازند که اصلاً چرا شلوغش کردید و به جبهه رفتید و دشمن را جری کردید؟! هیچ‌کس چنین توجیهی را نخواهد پذیرفت. این‌که بنشینیم و دست روی دست بگذاریم تا طرف مقابل بدتر سر لج نیفتد. این عین نمونه استدلال مخالفین کمپین‌های علیه اعدام است. دشمن و مقصر اصلی یعنی دولتی را که اعدام را انجام می‌دهد رها کرده و گریبان جنبش علیه اعدام را چسبیده‌اند. جنبشی که تاکنون توانسته جان تعداد زیادی از محکومین به اعدام را نجات دهد. جنبشی که پرچم‌دار عدالت‌خواهی و انسانیت در جامعه است. جنبشی که نور امیدی برای محکومین به اعدام در دل زندان‌های مخوف حکومت اسلامی است و برای نجات انسان‌ها فارغ از جرم و تعلقات سیاسی – مذهبی‌شان لحظه‌ای از پای ننشسته است. جنبشی که تنها انسانیت و حرمت و جان انسان‌ها برایش در محوریت قرار دارد و هرلحظه و در گوشه گوشه جهان مشغول دفاع از آن است. چنین جنبشی ذره‌ای بدهکار هیچ‌کس نیست. کمیته بین‌المللی علیه اعدام پرچم‌دار و پیش‌قراول چنین جنبشی است.*

مندرج در نشریه نه به اعدام شماره هفتم ۱دسامبر ۲۰۱۴ – ۱۰ آذر ۱۳۹۳

 

 






Comments are Closed