بهرنگ زندی: مذاکرات هسته‌ای جام زهر هسته‌ای یا قطب اسلام شیعی

behrang

با لغو تحریم‌های یک جانبه ایالات متحده و اروپا علیه جمهوری اسلامی ایران، نتیجه گیری که بورژوازی از آن می‌کند طبیعتاً «گشایش اقتصادی»و پیوند جهانی ارزش اضافی تولید شده با انباشت سرمایه جهانی است. تصویری که از این موقعیت داده می‌شود، صف طویل سرمایه‌گذاران اروپایی و آمریکایی در خوزستان، عسلویه، کرمان، اصفهان و … است که وزیر صنعت به آن‌ها نوبت ملاقات می‌دهد و سر منشی آقای وزیر آن‌قدر شلوغ است که قرارهای وزیر را با «داچ شل»، «توتال» و «مک دونالد»به ۷ ماه بعد موکول می‌کند. همان رویای به واقعیت پیوسته‌ی بورژوازی صنعتی و مالی در دهه‌ی ۵۰ خورشیدی که آن‌قدر خزانه‌اش پر بود که به اروپا هم وام می‌داد.

به وقوع پیوستن این رویای ۲۶ ساله که حاصل تغییر ریل بورژوازی بعد از جنگ است و فرزند خلف سازندگی است به همین سادگی‌ها نیست. شاید ارزان نگه داشتن نیروی کار در ایران خصیصه‌ی بارز و جدا نشدنی هر ورژن از کاپیتالیسم در تاریخ معاصر ایران باشد اما توسعه‌ی متوازن و شکوفایی اقتصادی در چارچوب شیوه‌ی تولید موجود تنها به فاکتور نیروی کار ارزان گره نخورده است.

ایران ۱۳۹۴ در متن اوضاع آشفته‌ی خاورمیانه، سناریوی هرج و مرج خلاق امپریالیسم در سوریه، مسابقه‌ی تسلیحاتی عربستان سعودی، تهدید بالقوه‌ی امارات متحده‌ی عربی، کری خواندن های نئوعثمانی ها در ترکیه و خطر دائمی گروه‌های مسلح اسلامی از جمله داعش است. رشد سرمایه و پیوند آن با انباشت جهانی به حل این تناقضات گره خورده است. شما خود را یک سرمایه‌گذار خارجی فرض کنید که می‌خواهید میلیاردها دلار پولتان را در ایران سرمایه‌گذاری کنید، قطعاً ایران را از این شرایط فعلی و موقعیتش جدا نخواهید کرد. به تحقق پیوستن رویای بورژوازی ایرانی برای استحاله در بورژوازی جهانی زیاد دور از ذهن است. بورژوازی جهانی ترجیح می‌دهد که به عربستان سعودی اسلحه بفروشد و خاورمیانه را به صحنه‌ی جدال گروه‌ها و دسته جات مذهبی و قومی تبدیل کند تا ثبات رشد سرمایه را در آن فراهم کند.

سود سرشاری که بازار اسلحه، دلالی سانترفیوژ، دلالان بانکی که تحریم‌ها را دور می زنند و بازار سیاه دارو به جیب امپریالیسم روانه می‌کند بسیار بیش تر از تولید صنعتی متعارف است. بی گمان ۵ کشور مذاکره‌کننده با جمهوری اسلامی به خوبی می‌دانند که رشد اقتصادی در ایران و شکوفایی آن باعث گسترش هژمونیک آن خواهد شد. شاید یکی از عواملی که شاه را به زیر کشید همین قدرت نظامی و اقتصادی غیرقابل کنترلش بود. جمهوری اسلامی بخشی از ادامه حیاتش در ضرورت ضدانقلابی اش نهفته است، در ضد آمریکایی بودنش نهان است. یا باید تشیع و عمامه و ناسیونالیسم را کنار بگذارد و به تعقل «وبری»بیندیشد و یا با حفظ این شاخص‌ها به حیات اقتصادی خود ادامه دهد. چانه‌زنی در مذاکرات هسته‌ای به خاطر ادامه حیات اقتصادی جمهوری اسلامی با ویژگی‌های شیعی و ایرانی بود نه لیبرالیزه شدن و پلواریزه شدن آن. اکنون موجودیت یک قطب شیعی که تجربه‌ی ۸ سال جنگ فرسایشی دارد نه برای کشورهای خاورمیانه غیرقابل‌انکار است و نه برای ناتو و امپریالیسم و اسراییل.

دخالت‌های جمهوری اسلامی در جنوب لبنان و نقش مستقیم آن در هدایت حزب‌الله و نیز این اواخر سازمان‌دهی حوثی‌های یمن که حاصل چندین سال چانه‌زنی‌های دیپلماتیک برای دخالت در شاخ آفریقا و کنترل تنگه‌ی «باب‌ المندب»است، تئوری جام زهر هسته‌ای و بن بست اسلام سیاسی از نظر دایره نفوذ را رد می‌کند. آمریکا و متحدان اروپایی با آنکه صدام در عراق حاضر به انجام هر نوع مذاکره‌‌ای بود و حتی بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل را برای بازدید از محل نگهداری سلاح‌های سنگین خود چندین بار راه داد، به دلیل نقش بازی نکردن در معادلات منطقه توسط حزب بعث و نیز شکست نظامی و هژمونیک در جنگ خلیج‌فارس، گزینه‌ی مذاکره را برای بورژوازی جهانی به شکست تبدیل می‌کرد و تنها رویارویی نظامی و دخالت بشردوستانه توجیه عقلانی برای غرب می‌یافت.

جمهوری اسلامی بعد از سال ۲۰۰۳ در این فضای سیاه خاورمیانه بیش‌تر رشد پیدا کرد. حوزه‌ی نفوذش در عراق گسترده‌تر شد و حتی توانست بازار تجاری کل عراق را برای خود تصاحب کند. اگر مذاکره‌ای صورت می‌گیرد و لوزان و ژنوها به صورت سریال‌های هالیوودی فصل به فصل در میدیای جهانی به صورت خبر فوری زیرنویس می‌شود، به خاطر نقش صدام و حزب بعث بازی نکردن جمهوری اسلامی است. بورژوازی حاکم که وجهه‌ی روشنفکری‌اش را در ایدئولوگ «روشنفکر یعنی شیعه»و «عکس قاسم سلیمانی»بر مجله «تایم»پیدا کرده است. اگر مذاکره‌ای می‌کند نه از این سر است که جام زهری را بنوشد و اعلام شکست کند، بلکه پای میز مذاکره می‌نشیند تا قطب جدید شیعی را بر نقشه خاورمیانه معرفی کند، قابلیت‌هایش را به غرب بشناساند و نقش سناریو سیاهی‌اش را معرفی کند. جمهوری اسلامی سر به زیر شده از مذاکرات هسته‌ای همراه با یک حکومت سیاه مذهبی شیعی که هر لحظه قابلیت این را دارد تا گوشه‌ای را به آتش بکشاند و دو گروه و طایفه را به جان هم بیندازد. این‌که مطلوبیت بورژوازی در خاورمیانه این است یا خیر؟ باید به تاریخ خاورمیانه نگریست که یک روز خوش را بعد از جنگ جهانی دوم تجربه نکرده است.*
مندرج در نشریه نه به اعدام – شماره یازدهم – ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

 






Comments are Closed