مصطفی هجری: توافق به معنای تسلیم شدن جمهوری اسلامی در برابر غرب است!

mostafa

امروز مذاکره و تفاهم‌نامه لوزان یکی از مهم‌ترین مباحث روز است. این موضوع از جنبه های گوناگون مورد بحث و تحلیل قرارگرفته است.  هدف، بررسی یک سؤال  اساسی است که این تفاهم و روند آتی آن  چه تأثیری بر وضعیت حقوق بشر و اقتصاد و معیشت مردم در ایران خواهد گذاشت؟

رهبران احزاب سیاسی و همچنین فعالان حقوق بشر از دیدگاه های متفاوت به این موضوع نگریسته اند و نظرات و تحلیل های خود را ارائه داده اند. برخی از رهبران احزاب سیاسی پس از جنگ هشت ساله ایران و عراق  تفاهم نامه لوزان را  جام زهر دوم تلقی میکنند وبرخی دیگر آن را  شکست و بن بست جمهوری اسلامی ایران میدانند.  برخی از فعالان حقوق بشر معتقدند که تفاهم نامه لوزان و توافق آتی ایران با غرب میتواند در روند بهبود حقوق بشر موثر باشد. و برخی دیگر  معتقدند که نه تنها وضعیت حقوق بشر بهبود نخواهد یافت بلکه به مراتب بدتر خواهد شد.

 سوالاتی مشخص را با چند تن از رهبران احزاب سیاسی و فعالان حقوق بشر مطرح کرده ام و آنان از نقطه نظرات متفاوتی به سوالات پاسخ داده اند.

لازم به ذکر است از  رهبران احزاب سیاسی دیگر هم  درخواست کردم به سوالات  پاسخ دهند که متاسفانه به دلیل نبود زمان کافی نتوانستند به سوالات  پاسخ دهند و چند تن از فعالان حقوق بشر و فعالان کارگری در داخل کشور به دلیل موارد امنیتی نتوانستند به این سوالات پاسخ دهند.

در همین رابطه مصاحبه زیر با آقای مصطفی هجری دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران صورت گرفته است…

مصاحبه از حسام یوسفی

بسیاری تفاهم لوزان را به عنوان جام زهر دوم برای جمهوری اسلامی قلمداد می‌کنند و بسیاری این را با جام زهر اول یعنی اعلام آتش بس با دولت عراق بعد از جنگ ۸ ساله ایران و عراق مقایسه می‌کنند. بعد از پذیرش آتش بس، جمهوری اسلامی به اعدام هزاران مخالف سیاسی دست زد، آیا اکنون امکان گسترش دادن به اعدام‌ها و سرکوب گسترده‌تر زندانیان را محتمل میدانید؟

تجربه تا کنونی ما از جمهوری اسلامی ایران این بوده است آنگاه که بر اثر اشتباهات بزرگ سیاسی و بلند پروازی‌هایش با شکست روبه رو می‌شود ـ مثل جنگ هشت ساله ایران و عراق ـ بهای این شکست‌ها را مردم ایران باید بپردازند. بیانیه تفاهم لوزان میان ایران و گروه ۱+۵ نیز بنا به این تجربه به نحوی از این قاعده مستثنا نخواهد بود، به این معنی که اگر اقدام اشتباه رژیم در جهت غنی سازی اورانیوم صدها میلیارد دلار از دارایی‌های ایران را بر باد داده و به قیمت بیکاری، فقر و بدبختی مردم ایران تمام شده است، تفاهم‌نامه لوزان نیز اگر به توافق نهایی برسد باید در انتظار شدیدتر شدن فضای امنیتی داخل ایران و ادامه فشار و اعدام‌ها باشیم، زیرا این رژیم به‌خوبی از نفرت و بیزاری مردم نسبت به خودش آگاه است و می‌داند با ایجاد کمترین فرصت آنان علیه رژیم قیام می‌کنند و این رژیم ضد مردمی را بر می‌اندازند و چون رژیم تنها راه ماندگاری خود را در نشان دادن زور سرنیزه، ایجاد رعب و وحشت و ندادن فرصت به مردم می‌داند، روز به روز فضا را امنیتی‌تر می‌کند و بر اعدام‌ها و اشکال مختلف ایجاد رعب وحشت می‌افزاید.

خامنه‌ای در اولین واکنش عمومی خود به تفاهم اولیه هسته‌ای صورت گرفته در لوزان اظهار کرده نه موافق این مذاکرات است و نه مخالف آن، چرا که «هنوز اتفاقی نیفتاده است» نظر شما در رابطه با واکنش خامنه‌ای چه است؟

من بر این باورم که خامنه‌ای بیشترین نظارت‌ها را بر کار تیم مذاکره کننده داشته و توافق هیئت بر تفاهم‌نامه لوزان بدون مجوز مستقیم ایشان حاصل نشده است، همچنان که اوباما نیز در یکی از سخنرانی‌هایش اشاره دارد بر اینکه از رد و بدل شدن نامه‌های مخفیانه میان ایشان و خامنه‌ای، چنین بر می‌آید خامنه‌ای به تیم مذاکره کننده دستور داده است به طرف خود امتیاز بدهند.

آیا ایران چاره‌ای جز مذاکره و تفاهم هسته‌ای با غرب نداشت؟ آیا عدم مذاکره به معنی تحریمات بیشتر و احتمالات جنگ بود؟ در صورت عدم مذاکره و تفاهم، جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار می‌گرفت؟

همچنان که میدانیم سال‌های آغاز پروسه غنی سازی و افشای بخشی از اقدامات غیره قانونی در این رابطه، رژیم بر اثر فشار بین‌المللی آماده مذاکره شد. ولی بعد از مدتی مذاکره را ترک و برنامه غنی سازی را ادامه دادند و در طول این سال‌ها همیشه سعی کردند به هر شکل ممکن از فرصت استفاده کنند و سریع‌تر کار غنی سازی را پیش ببرند، نتیجه این اقدامات تحمیل کردن محاصره اقتصادی از جانب سازمان ملل، امریکا و اتحادیه اروپا بود. آنگاه که تحریم‌ها روز به روز شدیدتر و سخت‌تر شد، دست اندرکاران رژیم و خود خامنه‌ای که این محاصره‌ها را به مسخره می‌گرفتند بالاخره متوجه اقتصاد ویران کشور شدند و این بار به ناچار به میز مذاکره برگشتند، نتیجه این می‌شود که دست یافتن رژیم به سلاح اتمی در اولویت کار برنامه غنی سازی اورانیوم بوده است و به همین جهت آمادگی داشت که فشارهای بین‌المللی در ازای رسیدن به این هدف را تحمل کند، ولی آنگاه که این فشارها به نقطه‌ای رسید که رژیم متوجه شد از این بیشتر نمی‌تواند آن‌ها را تحمل کند، دیدیم که در سال آخر ریاست جمهوری احمدی نژاد و بدون اطلاع وی، نماینده خامنه‌ای در عمان با نمایندگان امریکا به‌طور مخفی به مذاکره پرداختند و چنین می‌نماید که با این مذاکرات تسلیم شدن رژیم کلید خورد و بعد از آغاز به کار ریاست جمهوری روحانی ادامه پیدا کرد؛ بنابراین پذیرش مذاکره از روی ناچاری بود و اگر رژیم راه‌حل دیگری را برای ادامه غنی سازی سراغ داشت این‌چنین زیربار نمی‌رفت. اگر بیش از این بر ادامه غنی سازی پافشاری می‌کرد در مرحله اول تحریم‌ها گسترده‌تر و شدیدتر می‌شد و احتمالاً در نهایت منجر به شروع جنگ می‌شد، زیرا غرب مصمم بود که به هر قیمتی رژیم را از دسترسی به سلاح اتمی بازدارد، جنگی که بازنده آن جمهوری اسلامی بود و عواقب پیش‌بینی نشده‌ای که ممکن بود درپی داشته باشد.

به صورت کلی این مذاکره چه منافعی برای جمهوری اسلامی و قدرت‌های جهان داشت؟ آیا تغیری در روند سیاسی، اقتصادی و روابط دیپلماتیک این کشورها خواهد داشت؟

نتیجه این مذاکره آن چنانکه از تفاهم لوزان بر می‌آمد، تحت اما و اگرهای زیادی بر داشته شدن گام به گام محاصره اقتصادی و در نتیجه ایجاد بهبود نسبی در اقتصاد رژیم و کمتر از آن اقتصاد مردم را می‌شود انتظار داشت، ولی نه در کوتاه مدت، زیرا عوامل بسیاری همچون قیمت نازل نفت که پیش‌بینی می‌شود با فروش نفت ایران به بازار بیشتر کاهش یابد؛ فرسودگی چاه‌های نفت که بازسازی آن‌ها زمان‌بر است، هزینه سنگین اداره جنگ سوریه؛ حمایت‌های مالی حزب‌الله، حوثی‌ها در یمن و سایر گروهای تروریستی هم‌پیمان جمهوری اسلامی و از همه مهم‌تر سیاست اقتصادی ناکارآمد رژیم و بسیاری دیگر سد راه شکوفایی اقتصاد ایران به‌طور رضایت بخش هستند.

اما قدرت‌های جهانی بیشترین بهره را از این مذاکرات به دست آوردند، زیرا آنچه از مضمون کلی این تفاهم‌نامه و سخنان سران کشورهای ۱+۵ بر می‌آید آن‌ها موفق شده‌اند ایران را از غنی سازی اورانیوم برای دسترسی به سلاح هسته‌ای بازدارند بدون اینکه هزینه‌ای پرداخته باشند در حالی که بیشترین بهره را از راه تجارت و بازرگانی از ایران خواهند برد و احتمالاً روابط دیپلماتیک آن‌ها با ایران به حال عادی بر خواهد گشت.

تأثیرات مذاکره و نتیجه آن در منطقه و در سطح بین‌المللی چه خواهد بود؟ به‌ویژه تأثیر آن در سکوت و یا عدم سکوت دولت‌های غربی و نهادهای بین‌المللی در مورد نقض حقوق بشر در ایران چیست؟

تأثیرات توافق نهایی (اگر به نتیجه برسد)، دست ایران را پرتر می‌کند برای کمک مالی بیشتر به هم‌پیمانانش به‌ویژه در خاورمیانه، بازهم صدور انقلاب و نتیجه آن چیزی نخواهد بود جز آشوب، ناامنی و نا آرامی بیشتر در این منطقه بحران زده.

پس از مذاکره جمهوری اسلامی به لحاظ سیاسی در چه شرایطی قرار گرفت؟ موضع جریانات داخلی اعم از اصولگرایان و اصلاح‌طلبان چه بود؟ این مذاکره و نتیجه آن اوضاع داخلی را به کدام سمت‌وسو خواهد برد؟

مواضع اصلاح طلبان به‌طور کلی استقبال از نتیجه مذاکرات بود و انتظار دارند نتیجه این کار موضع دولت روحانی را در میان مردم مستحکم‌تر نماید که این در انتخابات پیشروی مجلس شورای اسلامی احتمالاً به نفع طرفداران وی به‌طور کلی میانه‌روها که اصلاح طلبان را نیز می‌شود از جمله آن‌ها دانست تمام خواهد شد، به بیان دیگر می‌توان گفت نتیجه این مذاکرات مواضع اصولگرایان را که به اشکال گوناگون علیه مذاکرات و توافق با امریکا بوده‌اند ـ هر چند بعد از اعلام تفاهم‌نامه به علت پشتیبانی خامنه‌ای از ادامه مذاکره در راستای نظرات رهبر اظهارنظر می‌کنند ـ در میان مردم تضعیف خواهد کرد که اصلاح طلبان این وضعیت را به نفع خود می‌پندارند.

در رابطه با اوضاع داخلی انتظار می‌رود که خواست مردم از نظر اقتصادی و سیاسی ارتقاء خواهد یافت زیرا اگر تاکنون به بهانه محاصره اقتصادی همه فشارها را بر مردم توجیه می‌کردند، بعد از توافق نهایی انتظارات مردم بالا خواهد رفت و چون رژیم از برآورده کردن این انتظارات ناتوان است نارضایتی گسترده‌تر خواهد شد و فشار بیشتر بر رژیم وارد خواهد آمد.

مردم و جامعه مدنی چگونه با موضوع مذاکره برخورد کردند؟ تأثیرات مذاکره و نتایج آن بر زندگی و معیشت مردم چه خواهد بود؟ آیا پس از مذاکره و توافق وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم بهبود پیدا خواهد کرد؟

همچنان که در پرسش‌های قبلی اشاره داشتم به اینکه به نظر من مردم و جامعه مدنی از نتیجه مذاکرات راضی و خوشحال بودند و این خوشحالی را با رقص و پای‌کوبی خود در بیشتر شهرهای ایران نشان دادند. این رقص و پای‌کوبی در برگیرنده واقعیت دیگری نیز هست و آن اینکه اگر در جریان مذاکرات هراز گاهی شماری از افراد سازمان داده شده به خیابان‌ها می‌ریختند و شعار «انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست» را سر می‌دادند، اکنون مردم به خاطر امید به بهبود وضع کار و زندگی‌شان در اثر لغو تحریم‌ها ابراز شادی می‌کنند، در همان حال اکثریت آنان می‌دادند که پافشاری رژیم طی این همه سال بر ادامه غنی سازی اورانیوم و دسترسی به سلاح اتمی بوده است و نتیجه تفاهم‌نامه بازداشتن ایران از موفق شدن در این برنامه است.

به عنوان سؤال آخر به نظر شما در شرایط کنونی چگونه می‌توان به صورت گسترده علیه اعدام‌ها در ایران اقدام کرد؟

چنین به نظر می‌رسد که در ایران نیز همانند بسیاری از کشورهای شرقی به ویژه خاورمیانه گروهای قابل ملاحظه‌ای از مردم هنوز معتقد به حکم اعدام هستند، هرچند این احکام را قانونی تلقی نکنند و آن‌ها را عادلانه بشمار نیاورند، طیف و اقشاری نیز که علیه حکم اعدام هستند در اثر فشار سرنیزه ولایت امکان اقدامات گسترده و سازمان داده شده علیه اعدام را ندارند، در مرحله کنونی این وظیفه را اصولاً باید ایرانیان خارج از کشور که علیه حکم اعدام هستند و از آزادی عمل برخوردار می‌باشند بر عهده بگیرند و در این رابطه با سازمان دادن تظاهرات، تحصن، اعتصاب غذا و مراجعه به سازمان‌های بین‌المللی به منظور فشار وارد آوردن به رژیم جمهوری اسلامی به‌منظور توقف حکم اعدام، اقدامات قانونی انجام دهند.

مندرج در نشریه نه به اعدام – شماره یازدهم – ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

 

 

 






Related News

  • حمید تقوایی: جمهوری اسلامی تلاش میکند عقب نشینی‌اش در برابر غرب را با تشدید سرکوب و از جمله اعدام‌ها جبران کند!
  • منصور اسانلو: روحیه عمومی مردم اگر در فضای مناسبی باشد در جهت مخالفت با احکام اعدام‌ها خواهد بود!
  • مصطفی هجری: توافق به معنای تسلیم شدن جمهوری اسلامی در برابر غرب است!
  • رحمان حسین زاده: در صورت توافق نهایی با آمریکا و غرب، جمهوری اسلامی به تشدید سرکوب و گسترش ابعاد اعدام‌ها خواهد افزود !
  • فریبرز رئیس دانا: دولت‌ها از مجازات اعدام به‌عنوان ابزاری برای ایجاد ارعاب استفاده می‌کنند
  • چرا همجنسگرایان در ایران اعدام می شوند؟
  • ارزیابی از کمپین نجات ریحانه جباری و  پیشروی در جنبش علیه اعدام (بخش دوم)
  • گفت و گو با آرشام پارسی: وضعیت همجنسگرایان در ایران
  • Comments are Closed