دايکه چوني؟

در چندين بار تماسي که با من گرفتند هر دو با من اين چنين حرف ميزدند٬ ” دايکه چوني؟” و من هر بار بعد از تلفن با اين دو جوان محکوم به اعدام (زانيار و لقمان مرادي) ٬ با خودم ميگفتم٬ با من چنين نکنيد؟ اين بار بسيار گراني است بر دوشم.

وقتي خبر رسيد که رژيم ميخواهد اين بار زانيار و لقمان را اعدام کند٬ از ديروز غم سنگيني بر قلبم نشسته است. صداي دو جوان رشيد و در عين حال اميدوار و مثبت٬ دو انسان بسيار عزيز را در گوشم دارم که ميگويند و مي خندند٬ و وقتي از زانيار ميپرسم٬ چيه امروز سر حال هستي٬ نکند عاشق شده اي و او ميگويد ٬ زندگي که به من هيچ چيز جز محنت و درد تقديم نکرد…. و ما هر دو ساکت ميشويم. نميخواهم يادش بيايد که ممکنست اعدام شود و امروز حتما هر ثانيه يادش مي آيد که ممکنست هر لحظه اعدام شود.

بارها با خودم فکر کرده ام که فعاليت و کار من ٬ فعاليت بر عليه اعدام است و اين کار احساسي و دردناک را بايد چنان به پيش ببرم که بتوانم ادامه دهم. و هر بار که آنها به من گفتند٬ مادر … من سعي کردم سريع از اين کلمه بگذريم و در اين مورد چيزي نگويم. بدليل اينکه اين بار برايم سنگين بود.

از بيست و چهار ساعت گذشته٬ به مادران زانيار و لقمان فکر ميکنم و اينکه من هرگز نميتوانم عمق درد و زخمي که بر قلبشان هست را درک کنم٬ چرا که سازمان دادن  خونسردانه قتل عزيزترين کس در زندگي شما٬ سازمان دادن قتل فرزند شما  و انجام دادن بيرحمانه اين قتل٬ بزرگترين تراژدي در زندگي مادران و پدران و خانواده ها است.

چه حرفي و چه احساسي و چه کلمه و چه جمله اي ميتواند اينرا بيان کند.

حال که بر اثر اظهار لطف دو اعدامي در لحظات نزديک شدن به فاجعه٬ منهم در موقعيت ديگري قرار گرفته ام٬ از زبان مادر زانيار اين حرفهاي او را در اينجا  ميخواهم بازگو کنم. مادر زانيار ميگويد:

آيا مادران و حقوقشان در ايران ٬ متفاوت است؟ از ديروز در سايتها مي بينم جلوي چشم  زهرا رهنورد همسر موسوي  به دو فرزند دخترش تعرض کرده و به گوش آنها سيلي زده اند و يا در خواست کرده اند لباس زيرشان را در آورند و داد و فغان بسياري بلند شده و رسانه هاي فارسي زبان اکثرا اينرا پوشش خبري داده اند٬ جلوي چشم من دارند طناب دار آماده ميکنند که عزيزترين فرزندم و زيباترين و رشيد ترين جوان را که با خون دل بزرگش کرده ام و از همه دنيا بيشتر او را دوست دارم٬ بکشند٬ آيا اين تکان دهنده تر و وحشتناک تر و قابل اعتراض تر نيست؟  من رفتار زشت زندانبانان با دو دختر بي گناه رهنورد را محکوم ميکنم ٬ ولي سوالم اينست چرا راديو فردا و صداي امريکا و بي بي سي٬ اين احساس ترس و وحشت مرا که همه اذعان داريد بسيار وحشتناک تر از درد خانم رهنورد است٬ را  در اين سايتها معرفي نمي کنند؟

بويژه اينکه هم زانيار و هم لقمان گفته اند فقط با اعتراضات خارج از زندان چه ايران و چه خارج از کشور زنده اند٬ پس از همه ميخواهم هر کس به هر کاري که ميتواند دست بزند تا جان دو انسان را نجات دهيم. تا جان دو خانواده را نجات دهيم و زندگي دهها نفر را افراد فاميل و وابستگان ما را نجات دهيم.  من ميدانم اگر اين فاجعه رخ دهد حداقل خانواده من ديگر آن نيست که امروز هست. تا همين امروز من يک مرده متحرک هستم. اينرا در رسانه ها فرياد بزنيد تفاوت من با خانم رهنورد اينست که ما هميشه به اين حکومت نه گفتيم٬ و همان زمان که موسوي و رهنورد در قدرت بودند ما عليه اين حکومت بوديم٬  آيا داريم تاوان همين را نيز پس ميدهيم؟

کميته بين المللي از همه شما ميخواهد به فرياد مادر زانيار مرادي پاسخ مثبت دهيد

به حکم اعدام زانيار و لقمان مرادي اعتراض کنيد٬ بهر طريق ممکن٬ اگر ارتباط با دولتهاي اروپايي و نمايندگان پارلمان داريد نامه بنويسيد تلفن بزنيد و سعي کنيد آنها را تشويق به اعتراض کنيد٬ اگر ميتوانيد ميتينگ سازمان دهيد٬ اگر ميتوانيد با احمد شهيد و سازمان عفو بين الملل تماس بگيريد٬ بهر طريق ممکن روي حکومت روحاني و رژيم اسلامي اعمال فشار کنيد مطمئن باشيد اين اعتراضات موثر است.

مينا احدي

 ۲۶ اکتبر ۲۰۱٣






پاسخ دهید