گزارش مينا احدي از کنفرانس عليه اعدام در نروژ و کنفرانس در فرانکفورت آلمان

دو سفر دو کنفرانس، دو روز پرهيجان!

در آلمان اعتصاب کارکنان وسايل نقليه عمومي است و من مجبور می‌شوم با اتوبوس به شهر فرانکفورت بروم. وقتي به هتلم می‌رسد هنوز ساعت چهار بعدازظهر است و می‌توانم دو ساعت استراحت کنم و راهي جلسه‌ای بشوم که سازمان جردانو برونو، يکي از بزرگ‌ترین نهادهاي آته‌ئیست و منتقد مذهب در آلمان به مناسبت ده سال فعاليت اين نهاد، سازمان داده است. در محل جلسه تعداد زيادي از فعالين اين سازمان بزرگ را می‌بینم. در هتل منتظر آمدن تاکسي هستيم و با فلورين شفاعي که با او چند ميتينگ عليه حکم اعدام ريحانه در آلمان سازمان داديم. حرف می‌زنم. فلورين می‌گوید «مينا سرت را بالا بگير درست است که ما ريحانه را از دست داديم، اما اين کمپين در دنيا بی‌نظیر بود. این‌یک گام به‌پیش در جنبش عليه اعدام در دنيا است، ازنظر احساسي و عاطفي و سبک‌کاری فوق‌العاده بود»

غم سنگيني در دلم هست و اين غم را ۱۵ روز است که با خودم يدک می‌کشم. دو هفته پيش ريحانه اعدام شد و هنوز هم اين مرگ را باور نمی‌کنم.

با چند نفر از اومانیست‌ها که از بايرن آمده‌اند و چند سال پيش به من جايزه دفاع از حقوق انساني را دادند، خوش‌وبش می‌کنم و آن‌ها ميگويند مينا ما در ماشين خودمان جاداریم منتظر تاکسي نباش و با آن‌ها راهي کتابخانه مرکزي شهر فرانکفورت می‌شوم.

در آنجا يک دوست آلماني را می‌بینم که با همسر ایرانی‌شان اخیراً عضو نهاد اکس مسلم شده‌اند. ايشان را اولين بار است که می‌بینم. روانشناس هستند و يک فعال قديمي مدافع حقوق زن. کمي فارسي هم ياد گرفته است و با او احوالپرسي می‌کنم و منتظر رسيدن شهناز مرتب می‌شویم. ما سه نفر نماينده از نهاد اکس مسلم هستيم که به اين جلسه آمده‌ایم. برخي بروشورهاي مربوط به فعالیت‌های خودمان و دعوت به جلسه سخنراني خودم در دانشگاه دسلدرف را همراه دارم به محل ميز کتاب رفته و این‌ها را در آنجا می‌گذارم.

در سالن بزرگ اين کنفرانس که حدود ۴۰۰ نفر آمده‌اند، ميشاييل اشميت سالمون و هربرت اشتفان مسئولين سازمان جردانو برونو را می‌بینیم و همديگر را در آغوش گرفته و از ديدار هم بسيار خوشحال می‌شویم. جلسه شروع می‌شود در ابتدا فيلمي از فعالیت‌های ده‌ساله نهاد جردانو و در اين فيلم جايگاه خاصي هم به ما داده‌اند، تشکيل نهاد اکس مسلم و به‌ویژه فعالیت‌های ما براي گرفتن حق پناهندگي براي اکس مسلم‌ها در آلمان و همچنين فعالیت‌های گسترده کميته عليه اعدام در آلمان و نجات جان انسان‌ها.

در فيلم تظاهرات ما در دسلدرف عليه اسلامی‌ها را نشان می‌دهند و بارها چهره بهار گلشه و يا مهين درويش روحاني را که در اين ميتينگ عليه سلفی‌ها شعار می‌دهند را از نزديک نشان می‌دهند. من در اين فيلم مصاحبه کوتاهي با تهیه‌کننده فيلم ريکاردا انجام داده‌ام که در مقابل مسجد بزرگي است که اسلامی‌ها در کلن آلمان و در محله اهلرنفلد ساخته‌اند. انتقادات من به جنبش اسلامي و نگاهي به فعالیت‌های ما در نهاد اکس مسلم.

در اين برنامه که با موزيک و شادي همراه است چند سخنراني کوتاه پنج‌دقیقه‌ای از سوي فيلسوفان و يا منتقدين مذهب می‌شنویم که يکي از سخنرانی‌ها مربوط به يک قاضي در آلمان است که عضو نهاد جردانو برونو است و او در مورد سيستم قضاوت در قرون‌وسطی و مقايسه آن با سيستم قضاوت در دنياي مدرن حرف ميزند و هر چه از سال ۱۷۹۲ شرح می‌دهد مثل ايران امروز و سيستم قضاوت جمهوري اسلامي است. بعد از جلسه با او حرف می‌زنم و او می‌گوید سعي می‌کنم شمارا دعوت کنم در ورتسبرگ محل کارم در اين مورد سخنراني کنيد. سيستم قضايي جمهوري اسلامي و پرونده ريحانه جباري يکي از مهم‌ترین مسائلي است که می‌خواهم در اين نوع سخنرانی‌ها آن را بيان کنم.

صبح زود روز بعد با محمود قائدي به فرودگاه می‌روم و مستقيم به اسلو پرواز می‌کنم. در آنجا دوستان گرامي و قديمي من از من دعوت کرده‌ام که دو روز در اسلو را با آن‌ها باشم و سپس به کنفرانسي می‌رویم که به همت آنيتا و صبري حسني سازمان داده شده است.

دومين بار است که به اسلو می‌آیم. یک‌بار درزمانی که جايزه صلح نوبل به شيرين عبادي داده شد و جنبش ملي اسلامي از شادي در پوست نمی‌گنجید و اکثریتی‌ها دست در دست عبادي در اسلو قدم می‌زدند و فخر میفروختند و ما به اين موضوع که عبادي اعلام می‌کرد اسلام با حقوق زنان و حقوق انساني مغايرتي ندارد و بعداً هم خودش اقرار کرد به دليل همين يک جمله جايزه را گرفته است، اعتراض می‌کردیم. اسلام صد در صد مغاير حقوق زن و حقوق انسان است و این را حداقل ما که سی‌وچند سال حکومت اسلامي را تجربه کرده‌ایم و امروز با جنايات داعش در سوريه و عراق، به عریان‌ترین و وحشتناک‌ترین نحو همگان شاهد هستند، کسي به ازاي اين حرف‌ها جايزه بگيرد و کماکان مدال دفاع از حقوق بشر بر سينه زده و در مورد نقض حقوق بشر لام تا کام حرف نزند، اگر شياد نباشد، فرصت‌طلب زشتي است که به دليل منافع کوچکي، حقيقت را می‌فروشد.

در ابتدا و قبل از شروع جلسه تعدادي از ايرانيان علاقه‌مند را در رستوران پايين محل جلسه می‌بینم و ازجمله تعدادي از دوستان قديمي خودم را که در کردستان باهم بوديم. ديدار اين دوستان بسيار شيرين و خاطره‌انگیز است. اکنون ديگر همه ما پا به سن گذاشته و اگر بچه‌ای داشتيم، فرزندان ما دانشگاهي هستند و اين بار از اوضاع‌واحوال خودشان و فرزندانشان می‌پرسم و از اينکه اين انسان‌های عزيز و منتقد و مبارز را می‌بینم. بسيار خوشحال هستم.

در سالن، حدود ۱۰۰ نفر حاضر هستند و بعداً تعدادي نيز به ما ملحق می‌شوند.

جلسه با سخنراني کوتاه من به زبان آلماني شروع می‌شود.

بعدازاین سخنراني استراحت می‌دهند و با تعدادي از دوستان عکس می‌گیریم و به سؤالات تعدادي پاسخ می‌دهم. من در آنجا در جمع نروژی‌هایی که فکر می‌کنم اولين بار است در مورد مبارزه عليه اعدام در ايران و به‌ویژه نوع مبارزه ما يعني کميته بین‌المللی عليه اعدام و نهاد مادران عليه اعدام، حرف‌های ما را می‌شنوند، می‌گویم که ما چگونه فعاليت می‌کنیم. از اينکه به زنان و مردم در اعماق جامعه چهره می‌دهیم از ارتباط مستقيم با زندانيان و محکومين به اعدام و از نحوه علني کردن و جهاني کردن پرونده‌ها و سرگذشت‌ها و از موفقیت‌های خودمان در اين نوع کار حرف می‌زنم.

من ميگويم این‌یک کار بزرگ است که ريحانه را جهاني کرده و او را وارد خانه‌های میلیون‌ها نفر می‌کنیم. اين نوع مبارزه عليه اعدام در نوع خود در دنيا بی‌نظیر است.

در اين جلسه روزنامه چاپ همان روز در نروژ را نشان می‌دهد که در آن، در مورد ريحانه و اعدام او سراغ سفير جمهوري نکبت اسلامي رفته و از او در مورد علت اجراي حکم اعدام ريحانه پرسیده‌اند، اين مرد با وقاحت گفته ريحانه قتل انجام داده و قانون آن‌ها قصاص است و همان ترهاتي که لاريجاني و مقامات ديگر حکومت اسلامي گفته‌اند را تکرار می‌کند. او می‌گوید غرب بايد از ما تشکر کند به دلیل اعدام مواد مخدری‌ها که بيشترين اعدام‌ها در ايران را شامل می‌شوند و من اين مصاحبه و عکس اين سفير رژيم را نشان می‌دهم و ميگويم اين فرد بايد دستگير شود این‌ها قاتل هستند و مدافع جنايت.

سپس به زبان فارسي کوتاه می‌گویم که مبارزه عليه اعدام، مبارزه براي سرنگوني حکومت اسلامي است و همه احزاب و سازمان‌ها بايد وارد اين مبارزه بشوند و هر کس عليه اعدام مبارزه نمی‌کند بايد کرکره سازمان و حزبش را به‌عنوان اپوزيسيون جمهوري اسلامي پايين بکشد.

سپس مهوش علاسوندي مادر عبدالله و محمد فتحي که در ايران به دست جانيان اسلامي در يک روز و همزمان اعدام شدند و بنیان گزار نهاد مادران عليه اعدام سخنراني می‌کند. مهوش اکنون به يک چهره مهم «نه به اعدام» در ايران تبدیل‌شده است. سخنراني مهوش به زبان فارسي و توسط يک مترجم و يک چهره شناخته‌شده و نویسنده در نروژ خانم ليلي بندهي به زبان نروژي ترجمه می‌شود.

 

مهوش علاسوندي که چند روز قبل به همراه بيژن فتحي وارد اسلو شده تاکنون دو مصاحبه با رسانه‌ها انجام داده است در يک مصاحبه با راديوي فارسی‌زبان شهر به همراه نوشين قادري به سؤالات خبرنگار اين شبکه پاسخ داده است و در مصاحبه ديگري به همراه بيژن فتحي با رسانه نروژي مصاحبه کرده است.

 

علاسوندي اشاره می‌کند که در اين روزها مسيح علی نژاد در رسانه نروژي بوده و دفاع این‌ها از روحاني را نقد می‌کند و می‌گوید دولت و جامعه نروژ بايد به کساني توجه کند که عليه رژيم اسلامي هستند و علیه جنايات اين رژيم ازجمله اعدام مبارزه می‌کنند. او به دادن جايزه صلح نوبل به عبادي انتقاد می‌کند و می‌گوید اين فرد عليه اعدام حرف نمی‌زند و کاري نمی‌کند. او در مقابل نقض وحشيانه حقوق انساني در ايران لام تا کام حرف نمی‌زند.

سپس فيلم دو برادر نمايش داده می‌شود.

در طول ۴۵ دقيقه نمايش فيلم که با زیرنویس انگليسي است همه آرام‌آرام اشک می‌ریزند. چند دانشجوي جوان را می‌بینم که ميگويند براي تحقيق در مورد شکنجه به اين جلسه آمده‌اند، آن‌ها هم آرام اشک می‌ریزند.

فيلم کاملاً مؤثر است و همه را در سوگ و شوک فروبرده و بعد از نمايش فيلم برگزارکنندگان از حاضرین دعوت می‌کنند اظهارنظر کنند.

در اين بخش از برنامه، نکته‌ای که برايم جالب است اين است که چند نفر از چند کشور ميکروفون را در دست گرفته و درحالی‌که چشمشان پر از اشک هست ميگويند که اين مبارزه بسيار برايشان مهم است. حرف‌ها در اين قسمت توسط سرور کاردار چهره شناخته‌شده عليه حکومت اسلامي ايران و مدافع حقوق زندانيان سياسي ترجمه می‌شود.

يک نفر از مسئولين سازمان آته‌ئیست‌ها در نروژ حرف ميزند و می‌گوید ما «کفار» اینجا هستيم و می‌گوید می‌خواهند بيش از این‌ها به اين نوع مبارزات کمک کنند. نفر ديگر از پاکستان است. يک جوان از پاکستان رو به خانم علاسوندي می‌کند و می‌گوید شما دو پسر خود را از دست داديد ولي نگاه کنيد من فرزند شما هستم شما ما رادارید و من در پاکستان از اين مبارزه عليه اعدام خواهم گفت.

يک نفر از افغانستان پشت ميکروفون می‌رود و می‌گوید، من از مبارزه شما دفاع می‌کنم. من از کشوري آمده‌ام که در آنجا جنايت بيداد می‌کند و بايد عليه اين جنايات مبارزه کرد.

يک دختر جوان از ايران به اسم فريبا پشت ميکروفون می‌رود. او می‌گوید مهوش عزيز شما دو پسر خودتان را حدود سه سال پيش از دست داديد مادر من فرزند عزيزش را سی‌وچهار سال پيش از دست داد، این‌ها از روز اول جنايت کرده‌اند و آخرين قرباني ما ريحانه بود. اين حکومت اسلامي ايران است و بايد با سرنگون کردن اين حکومت، زندگي را به مردم ايران بازگرداند؛ و يک نماينده پارلمان نروژ با اشک بر چشم رو به‌سوی مهوش و من می‌کند و می‌گوید اين مبارزه‌ای که شما انجام می‌دهید بسيار مهم است نه‌فقط در ايران در دنيا و ما از اين مبارزات دفاع می‌کنیم.

و بالاخره يک جوان از ترکيه حرف ميزند و می‌گوید اردوغان هم چيزي شبيه به خميني است و ما بايد عليه جنبش اسلامي در منطقه مبارزه کنيم.

براي من اين جلسه درنوردیدن مرزها است. مهم نيست شما از کدام کشور باشيد، وقتي فيلمي می‌بینید که زندگي و عشق و آرزو و عروسي دو جوان را نشان می‌دهد و سپس اعدام وحشیانه آن‌ها و راهپيمايي مردم خشمگين و سرود «دايه دايه وقت جنگه» و سخنراني شجاعانه مادر دو اعدامي که تابوت‌های سفيد آن‌ها بر دوش جوانان حمل می‌شود و اعلام‌جرم او عليه خامنه‌ای را همه گريه می‌کنند و به احترام اين جنبش عليه اعدام از جا بلند می‌شوند.

در بخش پرسش و پاسخ من و مهوش و بيژن به سؤالات پاسخ می‌دهیم و ازجمله در مورد اهميت فيلم ساختن از اين تراژدی‌ها و ثبت آن‌ها در تاريخ.

روز بعد در يک جمع با حضور فعالين حزب کمونيست کارگري ايران و ازجمله سرور کاردار و صابر رحيمي و دوستان ديگر در مورد اين جلسه حرف می‌زنیم و اهميت و ضرورت ادامه دادن به اين نوع جلسات.

اين کنفرانس در نروژ که بسيار موفق بود به همت دوستان زيادي سازمان يافت و من به سهم خودم از همه آن‌هایی که زحمت کشيدند و اين جلسه مهم را امکان‌پذیر کردند، تشکر می‌کنم.

مينا احدي

کلن ۱۲ نوامبر ۲۰۱۴

گزارش تصویری:






Related News

  • سرگذشت ریحانه ، موضوع تئاتری در هند و این داستان ادامه خواهد یافت!
  • مینا احدی: به اين عکس‌ها نگاه کنيد! آن‌هایی که اعدام می‌شوند، شبيه عزيزان ما هستند!
  • مینا احدی: توافق در لوزان، جنايت در بيداد گاه‌ها!
  • مینا احدی: خانم صدر آيا بهتر نبود به همان سکوت پرطمطراق در مورد سرنوشت ريحانه ادامه می‌دادید؟
  • آلمان يکي از روشنفکران و يکي از مبارزين عليه فاشيسم و نازيسم و يک منتقدمذاهب وجنبش اسلامي را از دست داد
  • گزارش مينا احدي از کنفرانس عليه اعدام در نروژ و کنفرانس در فرانکفورت آلمان
  • در کنار يادبود قربانيان دوران نازي در شهر کلن، و بر روي «پل عشق» تولد ترا جشن گرفتيم!
  • بجنگ تا بجنگيم! مردم ايران از روي قانون وحشيانه قصاص و قران نيز رد می‌شوند!
  • پاسخ دهید