ارزیابی از کمپین نجات ریحانه جباری و  پیشروی در جنبش علیه اعدام (بخش دوم)

نه به اعدام: بعد از اعدام ریحانه جباری مواضع مختلفی از سوی شخصیت‌ها و هنرمندان و سازمان‌های حکومتی و غیر حکومتی در ایران و خارج از ایران گرفته شد. این مواضع در این مورد بود که رسانه‌ای شدن پرونده ریحانه باعث شد که او اعدام شود و شما هم در صحبت‌هایتان به این اشاره کردید که رسانه‌ای شدن باعث عصبانیت خانواده مقتول شده. نظر شما در این رابطه چیست؟

مینا احدی: طبعاً ما مواجه هستیم با اعدام‌های گسترده در ایران و سؤال این است که چگونه می‌شود در مقابل این اعدام‌ها فعالیت و مبارزه کرد و جان این انسان‌ها را نجات داد؟ همان‌طور که گفتم اعدام راه نفس کشیدن جمهوری اسلامی است؛ یعنی جمهوری اسلامی بر اساس اینکه تشخیص می‌دهد ممکن است زنان اعتراض کنند، چند زن را درملأعام اعدام می‌کند. بر اساس اینکه فکر می‌کند ممکن است وبلاگ نویسان اعتراض می‌کنند، مزاح می‌کنند، همین الآن دارند سهیل عربی را اعدام می‌کنند. یک عده‌ای را گرفتند و یک نفر را، یک وبلاگ نویس را. مثلاً دریکی از سایت‌ها دیدم فیلم‌های دوره نازی‌ها؛ که یک جمعیت عظیمی را نشان می‌دهد که فاشیست‌ها دو نفر را بیرون می‌آورند و جلوی چشم بقیه، برای اینکه بقیه بترسند از آن‌ها، می‌کشند. بالاخره ما مواجه هستیم با اعدام‌های گسترده در ایران و کسانی که می‌گویند سروصدا نکنید که خانواده مقتول ناراحت می‌شوند یا همان‌طور که گفتم جمهوری اسلامی عصبانی می‌شود، باید این سؤال را جواب دهند که راه‌حلی که آن‌ها در مقابل اعدام‌های وحشیانه و گسترده و بسیار زیادی که الآن در ایران است، در مقابل جامعه قرار می‌دهند چیست؟ آیا امرشان این است که علیه اعدام مبارزه کنند و آیا می‌خواهند جان کسانی را نجات دهند؟ آیا می‌خواهند هزینه‌ساز کنند این‌همه اعدام را برای جمهوری اسلامی؟  یا اینکه می‌خواهند سکوت کنند؟ طبعاً اعدام‌ها فقط در رابطه با کسی نیست که یک نفر را به قتل رسانده و خانواده مقتول دارد. بحث در مورد این است که وقتی شما سروصدا می‌کنید، اعتراض می‌کنید و تظاهرات سازمان می‌دهید، در حقیقت از حرمت و از جان و حیات تعداد زیادی انسان دفاع می‌کنید و در حقیقت می‌گویید اعدام قتل عمد است و اعدام جنایت است و علیه آن باید به خیابان رفت و اعتراض کرد و در دنیا همیشه این‌گونه علیه اعدام مبارزه کرده‌اند. ما نه اولین سازمانی هستیم که علیه اعدام سروصدا می‌کنیم یا مبارزه می‌کنیم و نه آخرین خواهیم بود. در دنیا دولت‌های زیادی اعدام کردند و مردمان زیادی مبارزه کردند علیه اعدام و مبارزه علیه اعدام علنی، اجتماعی و با سروصدا و تظاهرات و غیره فقط پیش می‌رود. تا آنجا که بحث ریحانه برمی‌گردد، مادر ریحانه هم این موضوع را جواب داد. ۷ سال آن‌ها در خفا داشتند این کار را می‌کردند. خانم شعله پاکروان در آخرین مصاحبه‌هایش گفته در آن ۷ سال که سروصدا نمی‌کردیم چه گلی به سر این پرونده زده شد؟ مسئله اصلی این است که در ایران ما با حکومتی طرف هستیم که نه دادگاهش دادگاه است، نه قانونش قانون است، نه قاضی‌اش قاضی است. این‌ها یک دستگاه جنایت هستند. این‌ها یک عده جانی هستند که باهم تصمیم می‌گیرند، قبل از اینکه یک نفر را بیاورند و آثار جرم و یا هر اتفاقی که افتاده بررسی کنند، از قبل راجع به اعدام تصمیم می‌گیرند، راجع به کشتن یک نفر و بعد شکنجه می‌کنند و از او اقرار می‌گیرند. ما با یک دستگاه فاشیستی و با یک دستگاه جنایت صد در صد مواجه هستیم. وقتی شما با این حکومت درگیر می‌شوید، طبعاً نسبت به اعتراضات عکس‌العمل نشان می‌دهد، عصبانی می‌شود و سعی می‌کند آدرس غلط بدهد، سعی می‌کند پشت خانواده مقتول خود را قائم کند. سعی می‌کند خانواده مقتول را تحت‌فشار بگذارد. بارها و بارها من شاهد بودم که رضایت ندهند؛ یعنی جمهوری اسلامی با چنگ و دندان از پدیده اعدام دفاع می‌کند. به هر قیمتی که شده اما در ایران به خاطر همین اعتراضات، به خاطر همین سروصداها و به خاطر اینکه کمیته بین‌المللی علیه اعدام همواره مبارزه کرده است و همواره کیسهایی را علنی کرده و همواره آبروریزی‌های زیادی را برای جمهوری اسلامی به وجود آورده و فشارهای زیادی در سطح افکار عمومی نسبت به جمهوری اسلامی اعمال کرده، درعین‌حال به خاطر اعتراضاتی که در ایران است، یک جنبش عظیم علیه اعدام وجود دارد که در این‌یک یا دو سال اخیر ما مواجه شدیم بااینکه بسیاری از خانواده‌های مقتولین که جمهوری اسلامی یا آن‌ها را تحت‌فشار می‌گذارد و یا پشت آن‌ها قائم می‌شود، خودشان رضایت می‌دهند و این ابداً و ابداً باب دل جمهوری اسلامی نیست؛ یعنی این بخشی از جنبش علیه اعدام است که خانواده‌های مقتولین که جمهوری اسلامی آن‌ها را شریک جرم خودش کرد و می‌کند در مقابل این پدیده ‌ایستادند. در رابطه با پرونده ریحانه جباری، بعد از ۷ سال در خفا کار کردن، وقتی همه راه‌ها به بن‌بست رسید، درست مثل سهیل عربی که همسرش می‌گوید ما اول رسانه‌ای نکردیم ولی قرار شد همین روزها وقتی حکم اعدام قطعی شد و در مورد ریحانه هم این‌گونه بود، دیگر هیچ راهی نمانده. همسر سهیل حرف می‌زند و می‌گوید دیگر از این بدتر چه می‌خواهد بشود؟ بنابراین من مجبور می‌شوم با رسانه‌ها صحبت کنم. خیلی وقت‌ها این اتفاق می‌افتد. در حال می‌خواهم بگویم که درباره پرونده ریحانه وقتی همه راه‌ها به بن‌بست رسید، موضوع علنی شد و بعد جمهوری اسلامی پشت خانواده مقتول قایم شد، در عین اینکه خانواده مقتول عادی نیستند و نبودند در این پرونده؛ یعنی خانواده مقتول خودشان کسانی بودند که سربندی همکار وزارت اطلاعات بود و آن‌ها خودشان بخشی از این نظام به نظر می‌رسد که هستند و باهم کار می‌کردند، وکیلشان شعبانی یکی از وکلای وزارت اطلاعات بود و حکومت اسلامی با آن‌ها درواقع همراهی و همگامی کرد در رابطه با کشتن ریحانه ولی نکته اصلی در رابطه با کمپین ریحانه این بود که تعدادی که ظاهراً دفاع می‌کنند و علیه اعدام هستند و ظاهراً داشتند از ریحانه دفاع می‌کردند، این پرچم و علم را برداشتند که سروصدا نکنید که خانواده مقتول ناراحت می‌شوند. درواقع در این کمپین ما می‌توانستیم جریانات مختلف اجتماعی در ایران را ببینیم. ما در اینجا مواجه بودیم مثلاً با انجمن امام علی که بخشی از وزارت اطلاعات در این کمپین کارکرد و از روز اول که این مردم اعتراض می‌کردند، وقتی هزاران نفر آماده بودند که به خیابان بروند در تهران، این‌ها می‌گفتند فقط دعا کنید، التماس کنید، به‌پای خانواده مقتول بیفتید، علیه اعدام حرف نزنید چون خانواده مقتول ناراحت می‌شوند. آن‌ها فقط سعی می‌کردند شکاف ایجاد کنند. تعدادی افراد مثل هیلا صدیقی یا ما دیدیم فرشته قاضی هم در این کر دسته‌جمعی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی رفتند و گفتند نباید سروصدا می‌شد و این باعث شد خانواده مقتول ناراحت و عصبانی شوند و ریحانه را اعدام کنند. به نظر من این‌ها همه حرف‌هایی است که ربطی به واقعیت ندارد و همه این‌ها دسته‌جمعی در حال دفاع از پدیده اعدام و سعی می‌کنند در مقابل جنبش علیه اعدام که سروصدا می‌کردند و هزینه‌ساز کردن اعدام‌ها در ایران بایستند و من شخصاً فکر می‌کنم کمپین نجات ریحانه یک تجربه بود که به همه مردم در ایران و در سطح بین‌المللی نشان داد که تنها راه نجات کسانی که به اعدام محکوم شدند در ایران، سازمان دادن کمپین‌ها و هرچه بیشتر سروصدا کردن و هرچه بیشتر مردم را به خیابان آوردن و درعین‌حال جلب‌توجه افکار عمومی در سطح بین‌المللی، جمهوری اسلامی با هیچ زبان خوشی راضی نمی‌شود، با هیچ نشستی، با هیچ دیالوگوی که این‌ها از آن دفاع می‌کنند، هیچ‌وقت راضی نخواهد شد که یک حکم اعدام را لغو کند. برای اینکه احتیاج دارد به این اعدام‌ها؛ بنابراین تنها راه تحت‌فشار گذاشتن جمهوری اسلامی، جلب‌توجه افکار عمومی بین‌المللی، اعمال فشار به جمهوری اسلامی و بیرون آوردن محکومین به اعدام از سلول‌های مرگ حکومتی است که به این اعدام‌ها احتیاج دارد. کسی که این را نفهمد و کسی که فکر می‌کند در سکوت و در حرف نزدن می‌شود افراد را نجات داد باید بیش از این‌ها شاهد باشد که تعداد خیلی بیشتری در ایران اعدام شوند. سؤال این است که ۹ نفری که دو روز قبل اعدام کرد چه کسانی بودند؟ کسی که راجع به آن‌ها حرف نزده بود. خانم هیلا صادقی و شرکا که علیه کمپین ما حرف می‌زدند، می‌توانند توضیح دهند که آن‌ها که بودند و اسمشان چه بود؟ چرا اعدام شدند؟ خانواده مقتول از کدام کمپین ناراحت شده بود؟ من حرفم این است به‌عنوان مسئول کمیته بین‌المللی علیه اعدام ما باید اتفاقاً مبارزه علیه اعدام را خیلی جدی‌تر از این‌ها بگیریم. خیلی وسیع‌تر از این، خیلی جهانی‌تر از این باید فعالیت کنیم. تنها از طریق اعمال فشار بر جمهوری اسلامی است که می‌توان جان محکومین به اعدام را نجات داد.

نه به اعدام: دلیل اصلی رسانه‌ای کردن پرونده یک زندانی محکوم به اعدام چیست؟ پرونده‌ای که رسانه‌ای می‌شود و برای آن‌یک کمپین اعلام می‌شود نقش این کمپین برای نجات یک اعدامی چه می‌تواند باشد؟

مینا احدی: مسئله اصلی این است که فکر کنید کسی در سلول مرگ جمهوری اسلامی نشسته است و نمی‌خواهد اعدام شود و خانواده‌اش می‌خواهند او را نجات دهند. کدام ابزار در اختیار این خانواده است؟ طبعاً هیچ خانواده‌ای به‌خصوص وقتی عزیزش در معرض اعدام است، این‌گونه نیست که علاقه داشته باشد که با رسانه‌های بین‌المللی مصاحبه کند یا یک انگیزه در این زمینه‌ها داشته باشد. بحث در این مورد است که این افراد، خانواده‌ها و محکومین به اعدام می‌خواهند خود را از این وضعیت نجات دهند و اول به دنبال پرونده می‌روند، وکیل می‌گیرند و به این در و آن در می‌زنند، پیش این آخوند و آن آخوند می‌روند و این موضوعی است که من سال‌هاست که با کمیته علیه اعدام کار می‌کنم، خیلی از خانواده‌ها را همراهی می‌کنم در این اتفاقاتی که می‌افتد؛ یعنی از روز اول می‌رود در این آخوند را می‌زنند، با این امام‌جمعه حرف می‌زنند، خیلی وقت‌ها قول‌هایی می‌شنوند ولی به‌مرورزمان به نظر من جامعه ایران فهمید که این‌ها همه دست در دست هم داده‌اند و فقط از جنایت دفاع می‌کنند؛ یعنی خیلی وقت‌ها ما مواجه هستیم که پول زیادی از مردم، از محکومین به اعدام و خانواده‌هایشان می‌گیرند، یکی می‌گوید من سعی می‌کنم درست کنم و با این حرف بزنم و پرونده را یک‌جوری ازاینجا می‌آورم و دست‌کاری می‌کنم. همه این قول و قرارها داده می‌شود خیلی وقت‌ها و یک دادوستدی هم جمهوری اسلامی از این طریق راه انداخته در دادگاه‌های خودش اما به نتیجه نمی‌رسد عملاً؛ یعنی شما مواجه هستید با دستگاهی که فقط با جنایت زنده است. خیلی وقت‌ها در خیلی از پرونده‌ها فوکوس می‌کنند در شهرستان‌ها. مثلاً تعدادی دوندگی می‌کنند در آن شهرستان برای اینکه حکم اعدام اجرا شود. برای اینکه طرف می‌خواهد سلسله مراتبی را طی کند و بالا برود و نماینده شود و از این قبیل. اگر بخواهد وابستگی خود و یا لیاقت خودش را به جمهوری اسلامی ثابت کند باید بتواند آن‌قدر دوندگی کند که چند نفر را درنهایت نه‌فقط به اعدام محکوم کنند بلکه آن‌ها را اعدام کنند. ما با این سیستم طرف هستیم؛ بنابراین سؤال اصلی کماکان این است که چگونه می‌شود فشار آورد؟ و چگونه می‌شود از دهن این‌ها بیرون آورد کسانی را که به اعدام محکوم کردند و همگی می‌دوند برای اینکه این حکم اعدام را اجرا کنند. هیچ راهی وجود ندارد به‌جز اینکه در مورد محکومین به اعدام صحبت شود و به‌جز اینکه زندگی آن‌ها را در معرض افکار عمومی بین‌المللی قرار دهیم. به‌جز اینکه نشان دهیم که با چه سیستم قضایی در ایران طرف هستیم و از این طریق افکار عمومی بین‌المللی را جلب کنیم و از این طریق مردم دنیا را به یاری خودمان فراخوان دهیم. من شخصاً فکر می‌کنم مبارزه علیه اعدام در ایران و نوع کاری که کمیته بین‌المللی علیه اعدام انجام  داده در این مورد منحصربه‌فرد و بسیار موفق بوده است. ما سعی کردیم که اولاً موضوع اعدام را از این حالت دربیاوریم که ۶ نفر به اعدام محکوم شدند و یا یک اسم بگویند مثلاً مریم ایوبی، درنهایت با اسامی به مردم دنیا معرفی شوند. ما سعی کردیم که وقتی‌که راجع به یک پرونده کار می‌کنیم و می‌خواهیم جان یک نفر را نجات دهیم اولاً عکس داشته باشیم از آن شخص ثانیاً آن فرد را معرفی کنیم به افکار عمومی بین‌المللی. ما سعی کردیم بگوییم که این زن کیست؟ مثلاً ریحانه کیست؟ در کدام خانواده بزرگ‌شده است؟ آن زمان که این اتفاق برایش افتاد کجا درس می‌خواند؟ و ما سعی کردیم که با محکومین به اعدام در زندان‌ها مصاحبه کنیم که با صدای خودش توضیح دهد که از کدام موزیک خوشش می‌آید؟ چه زندگی داشته؟ چه آینده‌ای برای خودش تصویر می‌کند؟ یواش‌یواش مثل یک فیلم شما به این انسان نزدیک و نزدیک‌تر می‌شوید و درعین‌حال شرایطی را که در آن زندگی کرده، مسائل اجتماعی که با آن درگیر بوده، قوانینی که با آن دست‌وپنجه نرم کرده، حکومتی که اعمال می‌شود در آن جامعه را می‌توان یواش‌یواش در مقابل مردم قرار دهید و نشان دهید که مثلاً نازنین فاتحی در چه شرایطی زندگی کرده، پدرش چگونه بوده، خانواده‌اش چگونه بودند؟ خودش چه شخصیتی داشته؟ به نظر من این‌یکی از جالب‌ترین و مؤثرترین و پیشروترین نوع کار در مبارزه علیه اعدام در ایران بوده است که همان‌طور که گفتم کمیته بین‌المللی علیه اعدام بسیار در این زمینه نقش داشته برای اینکه چهره بدهیم به افرادی که در معرض اجرای حکم اعدام در ایران هستند. درعین‌حال تجربه به من ثابت کرده است که شما برای اینکه بتوانید توجه مردمی را در دنیا که مشغول زندگی خودشان هستند، درگیری‌های خودشان را دارند، مشکلات خودشان را دارند، از صبح تا شب سرکار می‌روند و ممکن است مریض باشند، بچه بیمار داشته باشند، انواع و اقسام استرس و کارهایی که در سطح دنیا مردم‌دارند به‌زور زندگی‌شان را می‌چرخانند، برای اینکه آن آدم توجهش جلب شود و نه‌فقط این، بلکه وقتش را بگذارد و امضا کند و یا تظاهرات شرکت کند و یا یک زندگی‌نامه را بخواند و یا با دوستانش صحبت کند، برای اینکه موفق شوید که این توجه را جلب کنید، باید بتوانید این انسان را در کلیت خودش در معرض دید آن افراد قرار دهید و من همیشه به این معتقد هستم که وقتی خودم توجهم جلب می‌شود به یک موضوع، وقتی‌که گریه‌ام می‌گیرد از سرگذشت یک نفر، همیشه فکر می‌کنم میلیون‌ها نفر آدم مثل من هم می‌توانند گریه کنند و می‌توانند خودشان را نزدیک احساس کنند و وقت بگذارند برای دفاع از جان این افراد. اگر خلاصه کنم به نظر من تنها راه نجات محکومین به اعدام در ایران این است که ما بتوانیم به مردم دنیا متوسل شویم، چون تنها نیرویی است که می‌تواند به ما کمک کند و می‌تواند فشار بیاورد به دولت‌ها. تنها امید ما وجود مردمی هستند که در سطح دنیا می‌توانند توجه کنند می‌توانند با ما گریه کنند برای سرنوشت این افراد و می‌توانند وقت بگذارند و می‌توانند فضایی ایجاد کنند که دولت‌ها تحت‌فشار قرار بگیرند و به جمهوری اسلامی فشار بیاورند و یا خودشان مستقیم علیه جمهوری اسلامی اعمال فشار کنند. این تنها راه و تنها نقطه امید ما است و به این امید کمپین‌ها همواره باید بین‌المللی باشند، همواره باید ما دست دوستی خودمان را به مردم دنیا دراز کنیم و از آن‌ها بخواهیم که از محکومین به اعدام در ایران دفاع کنند و به خاطر همین بین‌المللی بودن و جهانی بودن و اعمال فشار و آبروریزی شدیدی که در دنیا برای جمهوری اسلامی به وجود آورد آن‌ها عصبانی هستند از این کمپین‌ها و سعی می‌کنند حمله کنند به ما و سعی می‌کنند به کمیته بین‌المللی علیه اعدام حمله کنند و فوق‌العاده نشان‌دهنده این است که چقدر این کمپین‌ها مؤثر بوده است.

نه به اعدام: کمیته بین‌المللی علیه اعدام برای چه کسانی و در چه شرایطی برای یک زندانی محکوم به اعدام، اعلام کمپین می‌کند؟

مینا احدی: از وقتی‌که کمیته بین‌المللی علیه اعدام درست‌شده است ما سعی کردیم که در مورد کسانی کمپین اعلام کنیم که در داخل ایران هم بعضاً حرکت‌ها و یا اعتراضاتی در مورد این افراد شروع‌شده بود؛ یعنی تاریخ شروع فعالیت‌های ما برمی‌گردد به کمپین در دفاع از پنج زن. کبری رحمان پور، شهلا جاهد، فاطمه حقیقت‌پژوه، نازنین فاتحی و بعد افسانه نوروزی؛ یعنی ۵ زن که خود آن‌ها در داخل ایران، کیسشان و سرنوشتشان به درجاتی در رسانه‌های ایران هم مطرح‌شده بود. تولد کمیته بین‌المللی علیه اعدام با این کمپین‌ها بود. ما خوشبختانه توانستیم سه نفر را یعنی به همراه مردم ایران و همه‌کسانی که مبارزه کردند سه نفر نجات پیدا کردند، افسانه نوروزی، نازنین فاتحی و کبری رحمان پور و متأسفانه شهلا جاهد و فاطمه حقیقت‌پژوه اعدام شدند. این اولین کمپین‌ها بود. شاید یکی از مسائل این است که زنان محکوم به اعدام موردتوجه قرار گرفتند چون در داخل ایران سرنوشت این زنان در رسانه‌ها مطرح می‌شد و توجه زیادی به آن جلب می‌شد. ما بیشتر فاکتورهایی که برای ما مهم است اولاً خبر به دست ما برسد و بعد خانواده محکوم به اعدام با ما همراهی کنند و همکاری کنند و بخواهند که کمپین اعلام شود. درعین‌حال ما عکس لازم داریم ما یک سری اطلاعات لازم داریم ما باید بتوانیم با فرد محکوم به اعدام در داخل زندان تماس بگیریم، بتوانیم زندگی‌اش را به شکلی در جریان قرار بگیریم و همه این‌ها یک سری همکاری از طرف خانواده را نیاز دارد. مثلاً ما در کمپین نازنین فاتحی، توانستیم تیم به ایران بفرستیم به‌طور مخفیانه و توانستیم فیلم بگیریم و با خانواده‌اش مصاحبه کردند و این‌ها چیزهایی است که احتیاج به همکاری دارد. کمیته بین‌المللی علیه اعدام باید بتواند کمپین‌هایی اعلام کند که بخش‌هایی از محکومین به اعدام را نمایندگی کند. من فکر می‌کنم این نقطه‌ضعف ماست که ما تابه‌حال یک کمپین نگذاشتیم برای یک محکوم به اعدام که مثلاً به خاطر مسئله مواد مخدر به اعدام محکوم‌شده است. تعداد خیلی زیادی در ایران به خاطر پرونده‌سازی‌هایی که جمهوری اسلامی می‌کند و یا پدیده‌ای مثل مواد مخدر به اعدام محکوم شدند. این بسیار مهم و جالب است که یک یا چند نفر از این افراد را ما از نزدیک به مردم در دنیا معرفی کنیم و ببینیم پرونده‌شان چگونه بوده و جمهوری اسلامی چگونه آن‌ها را محاکمه می‌کند و به چه دلیل به اعدام محکوم می‌شوند و چه رفتاری با آن‌ها می‌شود و این اتفاق نیفتاده است ولی ما درعین‌حال درباره نوجوانان محکوم به اعدام، کمپین‌های گسترده‌ای را انجام دادیم که در موارد زیادی هم موفق بوده و متأسفانه در مواردی نتوانستیم مثل دلارا دارابی یا بهنود که نجات بدهیم و این بخشی از کار ما بود و درعین‌حال بخش دیگر کار ما دفاع از کسانی بوده که به خاطر فعالیت‌های سیاسی به اعدام محکوم شدند. مثلاً احسان فتاحیان و تعداد خیلی زیادی را ما در این زمینه برای نجاتشان کارکردیم و تنها کسی که صد درصد فعالیت سیاسی کرده و مردم در دنیا از آن دفاع می‌کنند و به خاطر ابراز عقیده یا بیان و یا به خاطر فعالیتی که علیه جمهوری اسلامی کرده به اعدام محکوم‌شده است و این هم بخشی از فعالیت‌های ما بوده است. به نظر من کمیته بین‌المللی علیه اعدام باید در دور فعالیت آتی خودش هم تعداد بیشتری را موردتوجه قرار دهد و کمپین‌های بیشتری را اعلام کند و ما الآن درگیر کمپین سهیل عربی هستیم و کمپین‌های دیگری که همزمان با این کمپین داریم پیش می‌بریم

و به این بستگی دارد که تعداد بیشتری با ما همکاری کنند از داخل ایران و در سطح بین‌المللی. بتوانیم سازمان خودمان را بهتر ارگانیزه کنیم که خوشبختانه تا حدود زیادی این کار را انجام دادیم ولی من منظورم این است که باید کمیته علیه اعدام بتواند همزمان چندین کمپین را به‌صورت بسیار گسترده و وسیع پیش ببرد و همه این‌ها کمک خواهد کرد که جمهوری اسلامی تحت‌فشار بیشتری قرار گیرد و درعین‌حال توجه‌های زیادی به سیاه‌چال‌های جمهوری اسلامی جلب شود که تعداد خیلی زیادی در معرض اجرای حکم اعدام هستند و این تعداد از ما می‌خواهند و انتظار دارند که راجع به آن‌ها بیشتر حرف بزنیم.

پایان

«این گفت و گو توسط حسام یوسفی انجام شده و توسط سروناز سینایی پیاده شده است.»

مندرج در نشریه “نه به اعدام” شماره هشتم ۱ژانویه ۲۰۱۵ – ۱۱ دی ۱۳۹۳

 

 

 






Related News

  • حمید تقوایی: جمهوری اسلامی تلاش میکند عقب نشینی‌اش در برابر غرب را با تشدید سرکوب و از جمله اعدام‌ها جبران کند!
  • منصور اسانلو: روحیه عمومی مردم اگر در فضای مناسبی باشد در جهت مخالفت با احکام اعدام‌ها خواهد بود!
  • مصطفی هجری: توافق به معنای تسلیم شدن جمهوری اسلامی در برابر غرب است!
  • رحمان حسین زاده: در صورت توافق نهایی با آمریکا و غرب، جمهوری اسلامی به تشدید سرکوب و گسترش ابعاد اعدام‌ها خواهد افزود !
  • فریبرز رئیس دانا: دولت‌ها از مجازات اعدام به‌عنوان ابزاری برای ایجاد ارعاب استفاده می‌کنند
  • چرا همجنسگرایان در ایران اعدام می شوند؟
  • ارزیابی از کمپین نجات ریحانه جباری و  پیشروی در جنبش علیه اعدام (بخش دوم)
  • گفت و گو با آرشام پارسی: وضعیت همجنسگرایان در ایران
  • پاسخ دهید