آرش راجی: مجرم زدایی به جای جرم زدایی!

چرا دستگاه قضائی بصورت رسمی و آشکار به کشتن انسان ها می پردازد؟ این پرسشی است که مردم باید از حکومت بپرسند. جالب اینکه این پرسش در برخی موارد انگشت شمار تنها در برخی موارد اعدام زنان و یا نوجوانان به عنوان قصاص- در جامعه مطرح می شود. اما هنوز پرسشی بطور جدی و عمومی در مورد کشتن انسان توسط دستگاه قضائی یعنی اعدام مطرح نمی شود.
چرا؟

زیرا که چهره ی واقعی و مخوف اعدام از مردم پنهان می شود، و افزون بر آن، حکومت واژه ها را در خدمت توجیه رفتار دستگاه قضائی بکار می گیرد و با استفاده از واژه ها مفهومی از اعدام به دست می دهد که برای عموم مردم قابل پذیرش می شود. این کاری است که همه ی حکومت ها در توجیه جنایت های خویش، از اعدام گرفته تا حمله ی جنگی، بکار می گیرند.

فرض کنید در روزنامه ای بنویسند که صبح روز بعد چند نفر خیال دارند یک عده ی بطور مثال هشت نفری را در فلان محل به قتل برسانند. طبیعی است که توقع عموم مردم از دولت و پلیس و حکومت این است که کسانی را که خیال دارند قتل را انجام دهند دستگیر و بازداشت نموده و از انجام قتل جلوگیری نماید. اما باور کنید همان روزنامه معمولا خبر اعدام های روزهای چهارشنبه در زندان اوین را می نویسد و هیچکس نگران این قتل های دولتی نیست و کسی از کسی توقع ندارد که جلوی این قتل و کشتن ها گرفته شود.

چرا اعدام عده ای که قرار است صبح روز چهارشنبه در زندان به دار آویخته شوند، توسط عموم پذیرفته شده است؟

زیرا که حکومت در اولین اقدام، چهره ی افراد محکوم به اعدام را مسخ می کند. یعنی «هویت مجرم» را از انسان بودن تهی ساخته و او را با «جرم» مشخص می سازد.

دستگاه قضائی جرم را به مردم نشان می دهد، و سپس به جای جرم زدایی و از بین بردن ریشه های جرم در جامعه، مجرم زدایی می کند. و اینطور وانمود می سازد که «مجرم زدایی» گامی در جهت جرم زدایی است. در حالیکه این شیوه ی مجرم زدایی یعنی اعدام در واقع خود خشن ترین، بیرحمانه ترین، و غیرانسانی ترین شیوه ی ارتکاب خشونت است زیرا که قتل انسانی توسط یک عده بصورت دسته جمعی و با خونسردی کامل و با نقشه ی از پیش طراحی شده و گام به گام انجام می گیرد.

در بیشتر خبرهای مربوط به اعدام، نام و چهره ی فرد یا افراد محکوم به اعدام مشخص نیست. تنها تعداد نفرات و جرم آنها اعلام می شود. گاه جنسیت آنها نیز بیان می شود. ولی ما در خبرهای مربوط به اعدام معمولا انسانهایی را که چهره ای دارند و نامی دارند و مثل ما شهروندان همین جامعه هستند، نمی بینیم. این افرادی که فقط به عنوان «مجرم» مشخص می شوند، هویت انسانی شان پشت «جرم» پنهان می ماند.

در مورد اکثریت این محکومین به اعدام، هیچگاه اشخاصی را نمی بینیم که گذشته ای داشته اند، خانواده و عزیزانی دارند، آرزوهایی برای آینده دارند. مشکلات مادی و فقر و زمینه های اجتماعی که آنها را به سوی ارتکاب جرم سوق داده مطرح نمی شود. و هیچ اطلاعات و مشخصاتی از زندگی شخصی آنها و شخصیت و هویت شان دریافت نمی کنیم. ما نمی بینیم که این انسان ها چه شکلی هستند، و یا چند ساله هستند و … این افراد محکوم به اعدام در حد همان عدد و رقم باقی می مانند، بدون چهره، بدون نام، بدون شخصیت، بدون عزیزانی که در عزای آنها خواهند سوخت.

خبر مربوط به اعدام در رسانه های ایران فقط جرم را بازگو می کند، و مجازات را و هویت انسانی فرد مجرمی که قرار است مجازات شود، این وسط از قلم می افتد.

در همین حال واژه ها نیز با مهارتی ویژه بکار گرفته می شوند تا به جای چهره ی پنهان شده ی قربانی اعدام، تصویری غیرانسانی و جدا از جامعه از او ترسیم شود، تصویری مهیب و چندش آور و ترسناک که رئوفتی بر نمی انگیزد و شایسته ی همدردی انسانی نیست. به این عبارت های آشنا نگاهی بیاندازید: اراذل و اوباش، شرور، اشرار،محارب، مفسد فی الارض . هیچ یک از این واژه ها معنای مشخصی ندارد. بطور نمونه، «اراذل و اوباش» یعنی چه؟ این صفت ها بطور دقیق بیانگر چه جرمی است؟ کسی نمی داند. ولی این واژه ها به جای تعریف جرم بکار گرفته می شوند تا فرد مجرم را بس فروتر از یک شهروند معمولی نشان دهند. کار این واژه ها خط مرز کشیدن میان این افراد مجرم و شهروندان جامعه است. اراذل و اوباش و اشرار و افراد فاسد کسانی هستند که به جامعه آسیب می زنند و ضرر وارد می کنند. یعنی در مقابل جامعه قرار می گیرند. یعنی اینکه افرادی که این صفت ها در مورد آنها بکار رفته هیچیک نمی توانند عضوی از این جامعه باشند. پس بدون مخالفتی می توان آنها را اعدام کرد.

مردم ما شاید در برخی زمینه های فرهنگی با مردم اروپا متفاوت باشند، اما این یک حقیقت ساده است که همه ی انسان ها از اساسی ترین و طبیعی ترین شعور احساسی و احساسات انسانی برخوردارند. اگر اعدام در کشور ما تا کنون لغو نشده، به دلیل ساده ی عدم آگاهی عمومی نسبت به چهره ی واقعی اعدام است.






پاسخ دهید