مینا احدی: توافق در لوزان، جنايت در بيداد گاه‌ها!

قبل از اينکه خامنه‌ای جام زهر دوم را سر بکشد، از چند ماه قبل در زندان‌ها، صحبت از امکان قتل عام تعداد زيادي در بين بود. قبل از اينکه در سه روز حداقل ۴٣ نفر را بکشند، محکومين به اعدام با همديگر نجوا می‌کردند که نکند بعد از توافق، سراغ ما بيايند و اعدام‌های گسترده‌تری در راه باشد؟ و چنين شد و اکنون يک هفته است که روزانه حداقل ۱۰ نفر می‌کشند و تازه این‌ها آمارهايي است که با زحمت به بيرون درز می‌کند قطعاً آمار از این هم بيشتر است.

براي يک ژورناليست در آلمان، رابطه اين دو موضوع باهم روشن نبود. خبرنگار «دي ولت» در يک گفتگو در مورد توافق لوزان، از من می‌پرسید چه ربطي بين توافق و اعدام‌ها وجود دارد؟

پاسخ این است از دو جنبه ربط دارد. جنبه اول و مهم این است که جمهوري اسلامي ايران هرگاه در مقابل دولتي و يا جرياني زانو ميزند، هرگاه در مقابل چشم جامعه خوار می‌شود و ضعف و زبونی‌اش را می‌بینند، فوراً با طناب دار و اعدام به جامعه نشان می‌دهد که هنوز هست و می‌تواند بکشد و ساکت کند و حکومتش را ادامه دهد.

جنبه دوم اين است که دولت‌های غربي، اتحاديه اروپا، سازمان ملل و رسانه‌های بین‌المللی در مجموع بعد از روي کار آمدن روحاني و سپس به دلیل يک دوره طولاني مذاکرات و توافق و مسائل حول و حوش آن، در مورد جنايات حکومت اسلامي لام تا کام حرف نمی‌زنند و نه فقط اين بلکه در سطح رسانه‌های بین‌المللی همواره از نرمش و اصلاحات و بهبود اوضاع در ايران سخن ميگويند و حساسيت و عکس العمل مردم در غرب را به اين جنايات حکومت اسلامي کم و کمتر می‌کنند.

مردم ايران تجربه دردناک قتل عام زندانيان سياسي در سال ۶۷ را دارند و به درست می‌دانند که هر نوع سر کشیدن جام زهر از سوي رژيم اسلامي به معناي قتل و خونريزي بيشتر در زندان‌ها است و اين بار قربانيان نه فعالين سياسي بلکه محکومين مواد مخدري هستند.

از يک نهاد حقوق بشري شنيدم که می‌گفتند، چون محکومين مواد مخدري هستند، ما نمی‌توانیم عليه اين اعدام‌ها حرفي بزنيم!

چرا؟ چرا نبايد عليه قتل افرادي که يا با پرونده‌سازی و يا در عمل به دلیل خريد و فروش مواد مخدر و عضويت در يک شبکه قاچاق مواد مخدر، در آستانه به قتل رسيدن هستند، نمی‌توان حرفي زد؟ نمی‌توان به خيابان رفت و اعتراض کرد؟ چرا؟

آيا گرفتن جان و زندگي افراد به دلیل هر جرمي و از جمله همين جرائم مواد مخدري، قابل توجيه است؟ در قرن بيست و يک، بشر متمدن به اعدام همچون قتل عمد دولتي يک پاسخ نه داده و عليه اعدام در کليت آن در هر کشوري و به هر دليل و بهانه‌ای است. اعدام قتل عامدانه و آگاهانه افراد است و متعلق به دوران جاهليت و بربريت است.

در ايران تحت حاکميت جمهوري اسلامي ايران يک لشکر ذخيره اعدامی‌ها را دارند که هرگاه نياز داشته باشد این‌ها را قرباني می‌کند، جواناني که به اتهام مواد مخدري دستگير شده‌اند و تا کنون متأسفانه اعتراض گسترده‌ای نيز به اين اعدام‌ها وجود نداشته اکنون با توافق لوزان، از اين لشکر ذخیره اعداميان از هر زندان چند نفر را قرباني می‌کند و اميدشان این است که اعتراض زيادي به اين اعدام‌ها نشود.

اين اعدام‌ها در ذات خود سياسي هستند، چرا که حکومت اسلامي ايران براي زهر چشم گرفتن از جامعه و نشان دادن قدر قدرتي خود می‌کشد و بايد جامعه بيش از پيش در مقابل اين چنگ و دندان نشان دادن‌ها بايستد و اين تشبثات حکومت اسلامي را به شکست بکشاند.

جامعه مرعوب نمی‌شود!

جالب این است که درست در شرايطي که روزانه بيش از ۱۰ نفر را به جوخه اعدام می‌سپارند و در يک هفته حداقل ۶۰ نفر را کشته‌اند، معلمين در ابعادي هزاران نفره به خيابان آمده و در ۴۰ شهر ايران روز پنج‌شنبه اين هفته براي منزلت و معيشت انساني خود تظاهرات کرده و توجه و اعتماد به نفس زيادي در بين مردم ايران ايجاد کردند.

در ايران روزي نيست که کارگران اعتراض نکنند، معلمين و زنان و همه مردم ايران براي مطالبات انساني و پایه‌ای خود به خيابان رفته و دارند اعتراض می‌کنند. مردم مستقل از اينکه این‌ها توافق بکنند و يا نه، تحریم‌ها باقي بماند يا ملغي شود، خواهان حقوق انساني خود هستند و نقض حقوق خود را مستقیماً به رژيم اسلامي مربوط می‌دانند!

در مقابل اعدام‌ها چه بايد کرد؟

عليه اين موج گسترده آدمکشي بايد بپا خاست. بايد اعتراض کرد، بايد دنيا را خبردار کرد، بايد بر عليه تبليغات و فضا سازي بود که می‌گوید اوضاع در ايران بعد از روحاني به سوي بهشت شدن پيش می‌رود و اعدام‌ها هم چندان مهم نيستند.

بايد براي متوقف کردن اين دستگاه آدمکشي، حکومت را زیر فشار گذاشت. فشار در سطح نهادهاي بین‌المللی مثل اتحاديه اروپا و يا سازمان ملل و همچنين افکار عمومي بین‌المللی، فشار از طريق سازمان دادن آکسيونها و کمپین‌های متحدانه و فشار از طريق به خيابان آمدن خانواده‌هایی که عزيزان آن‌ها در معرض خطر اعدام هستند و همراهي مردم با اين اعتراضات در داخل ايران. حکومت اسلامي ايران فقط از طريق تحت‌فشار گذاشتن می‌توان وادار کرد که نکشد. ما بايد فوراً اقداماتي از اين نوع را در دستور بگذاريم:

افشاگري وسيع بین‌المللی در مورد ابعاد اعدام‌ها در ايران

افشاگري و توضيح رابطه اين اعدام‌ها با توافق لوزان

رابطه با رسانه‌های بین‌المللی و وادار کردن آن‌ها به دادن گزارش از اين اعدام‌ها

رابطه با نهادهاي بین‌المللی و تحت‌فشار گذاشتن آن‌ها براي اعتراض فوري عليه اعدام‌ها

تماس با خانواده محکومين به اعدام در ايران و سازمان دادن اعتراضاتي در مقابل دادسراها و زندان‌ها و يا مقابل مجلس حکومت اسلامي، دفتر کار روحاني و یا بيت رهبري

جنبش عليه اعدام در ايران بايد علني تر و متحدانه تر به ميدان بيايد. در هر تجمع و تظاهراتي همچون تجمع اخير معلمان بايد عليه اين اعدام‌ها حرف زد و مردم را تشويق کرد که به اعدام‌ها اعتراض کنند. از فعالين جنبش‌های اجتماعي در ايران انتظار می‌رود به اعدام‌ها در ايران بهر طريق ممکن اعتراض کنند.

احزاب اپوزيسيون جمهوري اسلامي و سازمان‌های مخالف اعدام و همه مخالفين اعدام بايد متحدانه عليه اين اعدام‌ها به خيابان رفته و جنبش اعتراض به اعدام‌ها را در دنيا دامن بزنند. ما بايد از همه ظرفیت‌های خودمان در خارج کشور استفاده کنيم و در عين حال توجه سازمان‌های بین‌المللی عليه اعدام و همچنين نيروهاي سکولار و مترقي را به اين جنبش اعتراضي جلب کنيم.*

مندرج در نشریه نه به اعدام – شماره یازدهم – ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

 

 

 






Related News

  • سرگذشت ریحانه ، موضوع تئاتری در هند و این داستان ادامه خواهد یافت!
  • مینا احدی: به اين عکس‌ها نگاه کنيد! آن‌هایی که اعدام می‌شوند، شبيه عزيزان ما هستند!
  • مینا احدی: توافق در لوزان، جنايت در بيداد گاه‌ها!
  • مینا احدی: خانم صدر آيا بهتر نبود به همان سکوت پرطمطراق در مورد سرنوشت ريحانه ادامه می‌دادید؟
  • آلمان يکي از روشنفکران و يکي از مبارزين عليه فاشيسم و نازيسم و يک منتقدمذاهب وجنبش اسلامي را از دست داد
  • گزارش مينا احدي از کنفرانس عليه اعدام در نروژ و کنفرانس در فرانکفورت آلمان
  • در کنار يادبود قربانيان دوران نازي در شهر کلن، و بر روي «پل عشق» تولد ترا جشن گرفتيم!
  • بجنگ تا بجنگيم! مردم ايران از روي قانون وحشيانه قصاص و قران نيز رد می‌شوند!
  • پاسخ دهید