محکومان به اعدام و بخشش در لحظه آخر

تصمیم سامره علی‌نژاد، مادر عبدالله حسین‌زاده که در سال ۸۶ در یک نزاع خیابانی کشته شده بود، در بخشش قاتل فرزندش نه تنها در ایران که در رسانه‌های جهان نیز بازتاب گسترده‌ای یافت. وی می‌گوید: «سیلی را که زدم آرام شدم. گفتم به خاطر آسیبی که به من زدی تنبیهت کردم و بعد هم با شوهرم طناب را از گردن او بیرون آوردیم. مردم خیلی خوشحال بودند و کف زدند و گریه کردند. من این بخشش را هدیه کردم به مردم نور.»

نرگس جودکی، خبرنگار ایرانی لحظات بخشش متهم را اینگونه روایت می‌کند: «این مراسم با اعدام‌های دیگر فرق دارد. کسی با موبایل عکس و فیلم نمی‌گیرد. انگار همه مردم شهر در تلاشند تا هر کدام سهمی در این نتیجه داشته باشند. “ولیا و حافظا و قاعدا و ناصرا …” به جز یک پسر نوجوان هیچ کودکی در این میدان نیست.»

مریم خانم دست را بالا می‌برد و بر صورت جوان سیلی می‌زند. بغض هفت ساله جوان می‌ترکد. زخم هفت ساله، شرم هفت ساله نمایان می‌شود. “من کوچک شما هستم. به پدر و مادرم رحم کنید. عمو غنی ببخش. خاله مریم ببخش.” غنی و مریم خانم طناب را از دور گردن جوان برمی‌دارند. گریه و التماس آمیخته با ترس جمعیت به حیرت بدل می‌شود. صدای سوت و کف، گریه و خنده در خیابان می‌پیچد و از دیوار زندان می‌گذرد.

مادر عبدالله حسین‌زاده با اشاره به تماس علی دایی، امیر قلعه‌نوعی و دیگر چهره‌های ورزشی و هنری برای همدردی با آنها و بخش قاتل فرزندش می‌گوید: «بخشش آرامش زیادی به آدم می دهد.»

برگزفته ار دویچه وله فارسی






پاسخ دهید